-
پـیامبراکـرم ﷺ:
و در روز سوم خداوند به تعداد هرمويى
كه در بدنهاى شماست،گنبدى در بهشت
به شما میدهد که از مروارید سفید ساخته
شدهاست،بر بالاى آن دوازده هزار خانه از
نور است و در پايين آن نيز دوازده هزار
خانه از نور وجود دارد،در هر خانه هزار
تخت و بر هرتخت حوريهاى نشستهاست،
و هر روزی هزار فرشته پیش شما میآیند
در حالی که با هر فرشته هدیهای همراه
است..!
•📚الأمالیللصدوق|ج ۱•
#ماه_رمضان 🌙
#رمضان ✨
#حدیث 🌱
-
˼مـٰاجویٰـآۍِسَعـٰادَتِـیمبـٰاخٰامِنِہاِۍ..
پِـیروخَـطِوِلآیَتِـیمبـٰاخٰـامِنِہاِی♥️ッ...!˹
🕊« #رهبرانه»↶
「 @Dokhtarhaaj 」
4_5917869127434766278.mp3
11.87M
+خطرتیکهتیکهشدنقلب💔!'
🕊« #مداحی»↶
「 @Dokhtarhaaj 」
✅ پاداش روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان
🌷حضرت علی علیهالسلام از پيامبر اڪرم ﷺ نقل میفرماید: هيچ مؤمنی نيست كه ماه رمضان را به حساب [اطاعت از امر خدا] خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی، هفت خصلت را برای او لازم گرداند:
❶ هر چه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند.
❷ به رحمت خدای عزوجل نزديك میشود.
❸ خطای پدرش حضرت آدم را میپوشاند.
❹ خداوند لحظات جان دادن را برای او، آسان كند.
❺ از گرسنگی و تشنگی روز قيامت در امان است.
❻ خدای عزوجل از خوراكیهای لذيذ بهشتی او را نصيب دهد.
❼ و در نهایت خدای عزوجل، برائت و بيزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد.
📗 من لايحضر صدوق ۷
#ماه_رمضان
#رمضان
#ماه_مبارک_رمضان
-
علامهمجلسی:
شب_جمعه مشغول مطالعه بودم،
به این دعا رسیدم:
بسمﷲالرحمنالرحیم
الحمدﷲمناولالدنیاالیفنائِها
ومِنَالاخرهالیبقائِهاالحمدﷲعلیکلنعمه
استغفرﷲمنکلذنبِِواتوبالیه
وهوارحمالراحمین.
بعد از یک هفته مجدد خواستم
آنرا بخوانم که در حالت مکاشفه
از ملائکه ندایی شنیدم،که ما هنوز
از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ
نشدهایم..!
•📚قصصالعلماء•
#ماه_رمضان
#رمضان
#ماه_مبارک_رمضان
خلاصهکهماهرمضونِبعضیاهم،
قرارهاینجوریبگذره🙃💙.
🕊« #امام_حسین»↶
「 @Dokhtarhaaj 」
5.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حکایات_از_شهدا | 📜
خاطره حاج محمود کریمی از شهید حاج قاسم سلیمانی.حاج قاسم گفت مگر اینجا خانهی شماست؟ خانهی شما آمدند برخورد کن. در خانهی مادرشان آمدهاند.
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
@Dokhtarhaaj
سردار شهید عبدالحسین برونسی
🌹سهم خانواده من
🌹همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقتها هنوز كوی طلاب مینشستيم. خانه كوچک بود و تا دلت بخواهد #گرم. فصل #تابستان بود و عرق همينطور شُرشُر از سرو رويمان میريخت. رفتم آشپزخانه. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. یكی از دوستهای عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد میخواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجبتر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچههای شما اينجا خيلي بيشتر گرما میخورند.
🌹كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما #كولر هم تقسيم میكند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه میگويد. خندهای كرد و گفت: اين حرفها چيه شما میزنيد؟ رفيقش گفت: جدی میگويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زنها! الان خانم ما باورش میشود و فكر میكند اجازه تقسيم كولرهای دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. میدانستم كاری كه نبايد بكند، نمیكند. از اتاق آمدم بيرون.
🌹 بعد از شهادتش، همان رفيقش میگفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: میشود آن خانوادهای كه شهيد دادند، آن #مادر شهيدی كه جگرش داغ دار است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما را میتوانند تحمل كنند.
📚منبع: برگرفته از کتاب خاکهای نرم کوشک
@Dokhtarhaaj