𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
درود ادمین غزل هستم 😊 من ساعت ۶ میام ناشناس ترکیده باشه ، باشهههه ؟ برای اولین بار ناشناس گذاشتم،
کسایی که مثل من میخوان نازی جون دو تا پارت بده توی ناشناس بگن 😊
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
درود ادمین غزل هستم 😊 من ساعت ۶ میام ناشناس ترکیده باشه ، باشهههه ؟ برای اولین بار ناشناس گذاشتم،
خب مثل همیشه با من هم کاری میکنید 😁
آفرینننننننن بیشتر بگین چ😊🎀
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
خب مثل همیشه با من هم کاری میکنید 😁 آفرینننننننن بیشتر بگین چ😊🎀
پارت صبح دادم یدونه خوشگلم
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
میخوام جبرانی دوتا پارت براتون بنویسم 😍
هورااااااااااااااااااااااااااااا
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
پارت صبح دادم یدونه خوشگلم
بعد از صبح دیگه هیچ پارتی ندادی فکر کنم منظورش این بوده
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕𝟒
س: ماهیتابه و تخم مرغ برداشتم برای حامی نیمرو درست کنم.
چقدر شکمو بود شام خورده بودیم من داشتم میترکیدم این هنوز گشنشه.
اعجوبس بخدا😂
ح: ....... خب من اومدم نمیرو آمادس؟؟
س: بله نیمرو زدم درجه یک عسلی صادراتی.
ح: بهبه عاشق نیمرو عسلیم😍😋
س: خب حالا بیا نیمروت رو بخور برو بخواب فردا بیدار نمیشیااا!!
ح: عههه خب حالا بزار با آرامش بخورم بعد راحت برم بخوابم.
س: باشه من رفتم بخوابم شب بخیر.
ح: شب بخیر عزیزم.
س: خودم رو ولو کردم رو تخت نفس عمیقی کشیدم..... امشب خیلی شب خوبی بود برام.
با اینکه با حامی ازدواج کردم....
مال هم دیگه شدیم ولی..
هنوزم استرس اینو داشتم که پریا یا پارسا بین من و حامی جدایی بندازن.
حامی رو ازم بگیرن.
ولی نباید بزارم کسی عشقمو ازم بگیره!
نباید بزارم پریا به حامی نزدیک بشه........
اصلا غلط میکنه به شوهر من نزدیک بشه.
ح: اهممم اهممم به چی فکر میکنی؟😏
س: عهههه ترسوندیم حااامی😒
ح: ببخشید... خب حالا به چی داشتی فکر میکردی عزیزم؟؟
س: اول بگو ببینم از کِیه بالا سر منی؟؟!!
ح: کلا یه دقیقس اومدم تو اتاق.
خب حالا بگو ببینم به چی داشتی فکر میکردی تو؟
س: به این که.... نزارم پریا تورو ازم بگیره.
پارسا بخواد یه بلایی سر من و تو بیاره.
ح: باز تو دوباره شروع کردی سپیده؟؟
س: دست خودم نیست حامی همش این فکر و خیالا میاد سراغم. استرس میگیرم.
ح: چرا خب؟؟ اصلا به این چیزا فکر نکن.
از چیزی نترس عشقم.
هیچکس نمیتونه بین من و تو جدایی بندازه...
کسی نمیتونه مارو از هم جدا کنه.
س: از پریا و پارسا برمیاد همچین کارایی حامی! میترسم خیلیی میترسم.
ح: منم دارم بهت میگم نترس باشه؟
نگران چی هستی تو؟؟ تو دیگه مال خودم شدی کسی نمیتونه تورو ازم بگیره که.
نترس پریا و پارسا هم هیچ غلطی نمیتونن بکنن خب؟؟
ما با امین جنگیدیم آخرشم تونستیم شکستش بدیم پس... پریا و پارسا هم میتونیم شکست بدیم.
س: امیدوارم😔
ح: ای بابا مطمئن باش....
انقد نفوذ بد نزن ناامید نباش دیگه!
من مث کوه پشتتم نترس.
نمیزارم کسی تورو ازم بگیره کسی اذیتت کنه دندوناشو خورد میکنم تو دهنش.
هوممم؟ پس دیگه حرفی نمیمونه☺️
به چیزای خوب فکر کن نزار همچین فکرایی بیاد سراغت.
حالا هم راحت بخواب خوشگلم😇
س:( چقدر از حرفاش آرامش میگرفتم....
انگار دیگه از چیزی نمیترسیدم دیگه ترس و استرس نداشتم!)
شب بخیر حامی😊
#صبح
پ: تا صبح چشم روی هم نزاشتم....
ای کاش اون استوریا رو نمیدیدم!
دوباره فکرم رفته بود طرف خودشکی.
ولی.... نمیتونسم به پارسا قول دادم که دیگه همچین کاری نکنم.
هی چند دفعه گوشیمو برمیداشتم و عکس و فیلمای عقدشون رو میدیم و اشکام سرازیر میشدن.
ای کاش.... من جای اون دختره بودم.
ای کاش من الان زن حامی بودم نه اون دختره عوضیی.