eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍نفور تبه
350 دنبال‌کننده
512 عکس
248 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩ! ܟܿوܥ‌‌ࡅ߳ߺߺܙ ܟܿܠߊ‌ܦ̈ܙ‌ ࡅ߳ܝ‌ی😉 کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
نازی میشه یه پارت رو من بنویسم 🫂🥺
امیدوارم هر جا که هستین کنار خانواده حالتون خوب باشه
درود صبح زیباتون بخیر☺️❤️
من گفتم ایشالا فردا 360 تایی بشیم دیدم یه لف داشتیم😐😐
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓𝟎 کارت حامی رو برداشتم و رفتم دم در. پیتزاها رو گرفتم و پولش رو حساب کردم. ...... پیتزا هارو گذاشتم رو میز و برگشتم تو اتاق. ح: عشقم بیا ماهانم کار خرابی کرد. س: عههه خب پوشکشو عوض میکردی. ح: پوشک بستن بلند نیستم که😐 س: هوففف😮‍💨 من می‌بندم نگاه کن یاد بگیر توروخدا. ح: باشه باشه. س: پوشک ماهان رو عوض کردم و حامی هم با دقت نگاه میکرد که یاد بگیره. خب.... یاد گرفتی عزیزم؟ ح:آره آره فهمیدم.... بریم دیگه الان پیتزا ها سرد میشه از دهن میوفته. س: واااا خب بیا کمک اول بچه هارو بخوابونیم بعدش بریم پیتزا بخوریم. ح: ماهلین رو گرفتم تو بغلم و آروم تکونش میدادم. س: حامی عشقم لالایی خوندن هم بلد نیستی؟ نزدیک دو دقیقس همش داری میگی پیش پیش پیش.... مگه گربه داری فراری میدی؟ ح: وااییی نه لالایی بلند نیستم... بیا ببین پیش پیش کردم خوابید دیگه. س: باشه حالا یواش حرف بزن ماهلین رو بزار رو تختش. ماهان رو خوابوندم رو تختش و پتو رو کشیدم روش. با حامی از اتاق اومدیم بیرون. ح: عههه نوشابه یادمون رفت🤦🏻‍♀ س: نوشابه تو یخچال دوتا بود برو بردار بیار. ح: پیتزامون رو خوردیم.... آخخخخ دارم میترکم. س: عوممم منم دیگه جا ندارم اصلا. ولی همشو خوردیم خیلی گشنمون بود😂 ح: آره😂 من خیلی خوابم میاد میرم بخوابم. س: باش برو منم خوابم میاد میام بخوابم. ح: یواشکی در اتاق بچه هارو باز کردم نگاهی انداختم که بیدار نشده باشن.... رفتم تو اتاق خودمون و ولو شدم روی تخت. س: میز رو جمع و جور کردم و دستمال کشیدم که تمیز بشه. رفتم تو اتاق. آخخیشششش. ح: سپیده عزیزم آماده شدی؟ س: ... آره آره فقط بیا تو اتاق بچه ها کمک کن لباساشون رو تنشون کنم. ح: بزار لباس ماهان رو من عوض میکنم. لباسای ماهان رو تنش کردم و مرتب کردم. س: میگم حامی پستونک هم باید براشون بگیریماااا. ح: باشه سر راه میرم داروخونه براشون میگیرم حتما. س: خب تموم شد بریم دیگه دیر نشه‌. ح: ماهان رو بغل کردم و از خونه زدیم بیرون. ... س: حامی اینجا داروخونس نگاه. ح: آره دیدم.... بزار الان سریع میرم دوتا پستونک میگیرم میارم ماهان رو بگیر. س: بچه ها خیلی جنب و جوش داشتن نمیتونسم کنترلشون کنم. ح: ...... خب اینم دوتا پستونک. س: مرسی... اینا پدر منو درآوردن خیلی تکون میخورن هوفففف. ح: ماهلین رو بده به من اذیت نشی. س: نیم ساعت بعد رسیدیم خونه آلما اینا. آ: ... رهاااممم؟ صدای آیفونه در رو باز کن حتما حامی اینا اومدن. ر: بلند شدم رفتم در رو باز کردم. س: ..... سلااام سلااام. ر: سلام خیلی خوش اومدین😊 ح: سلام ببخشید مزاحم شدیمااا. ر: سلام نه بابا این چه حرفیه؟ بیاین تو. آ: سلااااام خیلی خوش اومدیین😍