از عشق من به تو داستانی در تاریخ کهن خواهند نوشت ؛
عشقی که وصفش برای قصهها ناممکن است .
یک ساعت داشتم آهنگای نوستالژیوغمگین ،
داییبزرگم رو توی ماشینش تحمل میکردم .
مطمئنم آن روزی که ببینمت حتی آسمان هم لبخند میزند چرا که شاهده
هر شب بعد ِ اشک ریختن آرزویم تو بودی .