eitaa logo
عـطرنـعـنــٰــاع‌‌
203 دنبال‌کننده
9 عکس
1 ویدیو
0 فایل
فرمانده را گلوله‌ها نکشتند؛ گذشته‌ به زانو دراورد او را. 𝖣︎𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗍 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎ 𝗍𝗈 𝗆︎𝖾? https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
او هم ادامه داد. نه چون زندگی آسان بود؛ چون چاره‌ی دیگری نداشت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
او بیش از آنچه حقش بود، داغ دید. بیش از آنچه باید، از دست داد. و با این حال، هیچ‌وقت اجازه نداد تلخی ِجهان، آخرین چیزی باشد که از او به جا می‌ماند. برای همین، رنجش را به کلمه تبدیل کرد؛ شاید کسی، جایی، میان سطرهایش خودش را پیدا کند و احساس نکند تنهاست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی باران گرفت، وقتی بوی کاغذ ِکهنه آمد، یا وقتی جمله‌ای آن‌قدر واقعی بود که گلویتان را فشرد، یادی از او بکنید.
شاید آن‌وقت بفهمید بعضی آدم‌ها، پیش از آن‌که از دنیا بروند، بارها در سکوت‌شان جان داده‌اند؛ و با این حال، هر بار دوباره برخاسته‌اند تا یک صفحه‌ی دیگر بنویسند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  ៹𝖠︎𝗎𝗋𝖺༢
- LaNa .VID_20260710_195507_510_۱۰۰۷۲۰۲۶.mp3
زمان: حجم: 2.3M
من از نویسنده ها می‌ترسم؛ Lara | Yuna