وقتی باران گرفت، وقتی بوی کاغذ ِکهنه آمد، یا وقتی جملهای آنقدر واقعی بود که گلویتان را فشرد، یادی از او بکنید.
شاید آنوقت بفهمید بعضی آدمها، پیش از آنکه از دنیا بروند، بارها در سکوتشان جان دادهاند؛ و با این حال، هر بار دوباره برخاستهاند تا یک صفحهی دیگر بنویسند.
هدایت شده از ៹𝖠︎𝗎𝗋𝖺༢
- LaNa .VID_20260710_195507_510_۱۰۰۷۲۰۲۶.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
عـطرنـعـنــٰــاع
من از نویسنده ها میترسم؛ Lara | Yuna
اونا طعم تلخ رفتنها رو از حفظ ان.