امروز صبح تا مرز بیهوشی رفتم. عرق سرد تمام بدنم رو گرفته بود و عملا دیگه مرده بودم.
جدیدا شبا از خواب میپرم، نفسم بالا نمیاد و چند دقیقه طول میکشه تا وضعیت بدنیم به حالت نرمال خودش برسه.
وقتایی که میخوابم مدام کابوس میبینم. هر روز، مدلای مختلف. اما فقط با یه پایان واحد.
این حجم از واکنش بدنم، نمیفهمم عادیه یا نه. فقط دیگه خستم کرده. خیلی زیاد. جوری که دیگه حتی مسکنم نمیخورم. صبر میکنم تا خودش تموم شه.
امروز به قدری درد داشتم که گوشت ارنجمو گاز گرفتم تا صدام درنیاد. همه چی خیلی ازاردهندهست. خیلی.