+از گذشته بیا بیرون.
تو داری برای گذشته، آینده رو هم از دست میدی.
-آیندهای که منو از چشمهاش محروم کرد، ذرهای برام ارزش نداره.
+باید گذشته رو فراموش کنی فرمانده.
-گذشته تنها رشتهی اتصال من به زندگیه.
اگه قرار باشه رهاش کنم، باید زندگیکردن رو هم فراموش کنم.
+ولی داری بابت به یاد آوردن گذشته آسیب میبینی.
-گذشته درد داره، غم داره، جاهای پری که الان خالی شدن رو داره؛ ولی هرچی که هست، حداقل یه توهمی از بودنهاییه که دیگه نیستن. همین بهم تنفس میده. حتی اگر مصنوعی باشه.
+اما گذشته داره آیندت رو نابود میکنه.
-آینده خیلی وقته جلوی چشمهای من سوخته شده.
دیگه آیندهای وجود نداره. لااقل برای من، آینده یه قفسیه که مجبوری خودت رو به چهاردیوارش محکوم کنی.
ولی گذشته مثل اقیانوسیه که غرقت میکنه.
+اینطوری که هر دو سمت داره به نابودی میکشونتت.
-اره. هر دو طرف این طنابی که روش وایسادم سقوطه. چه تو اقیانوس گذشته غرق بشم، چه تو قفس آینده خفه.
ولی تفاوتش اینه که گذشته جسمم رو وادار به ادامه دادن میکنه و به روحم بودنش رو تلقین.
+تا ابد میخوای تو توهم گذشته زندگی کنی؟
-من میخوام تو توهم گذشته بمیرم، دفن شم؛ و تا ابدیت با خاکریزههاش مرثیهخوانی کنم.
+سلام فرمانده
یادمه یه بار گفته بودی بازی کردن تو مهمونی ها با نامحرم گناه داره و اینا
میتونم بپرسم دلیلش چیه؟,
-بچهها، تو اسلام ارتباط با نامحرم باید به صفر برسه. یعنی تو جز در مواقع ضروری با طرف ارتباط نداشته باشی.
در حدی که مثلا وقتی میشینی تو اسنپ، اونی که اول سلام میده، تو نباشی.
گیمزدنو اینجور کارا هم که ذرهای ضروری نیست. تازه باعث میشه حین بازی یا طرف حرفهای اضافی بزنی، کل بندازی و..
برای همین غلطه.
+فرمانده..امروز تولدمه و انتظار داشتم که دوستام بهم پیام بدن و تبریک بگن ، ولی هیچکس هیچی نگفت:)
#پروانه
-بچهها حقیقتش باید ببینید به بقیه هم تبریک میگن و به شما نگفتن یا نه.
مثلا منو مهدیهای که کلی باهم جیک تو جیک بودیم شیشم تولدش بود و من هیچجوره یادم نبود.
خودم به شخصه تولد ریحانه رو بعد از این همه سال دوستی تازه یاد گرفت-