𝖬𝗈𝗍𝗁︎𝖾𝗋, 𝗅︎𝗈𝗈𝗄︎𝗂𝗇︎’ 𝖺𝗍 𝗆︎𝖾
𝖳︎𝖾𝗅︎𝗅︎ 𝗆︎𝖾 𝗐𝗁︎𝖺𝗍 𝖽𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝖾𝖾?
𝖸︎𝖾𝗌, 𝖨︎′𝗏︎𝖾 𝗅︎𝗈𝗌𝗍 𝗆︎𝗒 𝗆︎𝗂𝗇︎𝖽.
محکومیم. به درد، غم، نبودنها، جایخالیش، زندگی، نفسکشیدن، ادامهدادن، تظاهرها، غم و غم و غم.
بذار خودم رو با توهم اینکه اینا همشون دوران محکومیتیه که باید بگذرونم سرگرم کنم.