سلام. حقیقتش این چند روز دارم بلایی سر خودم و آینی میارم که باورم نمیشه.
خودم، کارام، رفتارم، هیچیم رو نمیتونم بفهمم.
میدونید، فقط حس میکنم برای آینی بودن، نور بودن و اینجا موندن، الان زیادی بیروحم. دلم میخواد حتی بگم الان برای این عمارت، زیادی عوضی و بیرحمم.
وقت میخوام. نمیدونم چقدر. کم یا زیاد. فقط فرصت میخوام که ببینم میتونم هنوز پام رو بذارم توی عمارت یا نه.
این جمله شاید براتون مسخره به نظر بیاد؛ ولی بچهها، من زمان میخوام تا آینی رو برگردونم. واقعا احساس میکنم کشتمش. انگار دیگه تو وجودم نیست.
امیدوارم اگه برگشتم، بازم توی عمارت ببینمتون.
و ممنون میشم هرکسی از شماها که اینجاست و تو تلگرام هم حضور داره از اونجا لفت بده. این لطف رو در حقم بکنید. کسایی رو که بشناسم اگر لفت ندن ریمو میکنم.