خوشا آن غم که یکروزاست و یکماهاست و یکسالاست
چه باید با غمت کردن که هر روزی و هر باری
درد عشقی کشیدهام که فقط، هرکه باشد دچار میفهمد
مرد، معنای غصه را وقتی، باخت پای قمار میفهمد
بودی و رفتی و دلیلش را، از سکوتت نشد که کشف کنم
شرح تنهایی مرا امروز، مادری داغدار میفهمد
دودمانم به باد رفت اما، هیچ کس جز خودم مقصر نیست
مثل یک ایستگاه ِمتروکم، حسرتم را قطار میفهمد