مگه مموریه پاک شیم از ذهن هم؟
تو یه لکه خونی رو پیرهن سفیدم...
دلم میخواد الان بشینم از ته سر گریه کنم
بدون توجه به آدمای اطرافم ، انقدر داد بزنم که دیگه صدام بالا نیاد:)
بابا وقت خدافظیه ، ولی به مامان چیزی نگو بابا دیگه نمیکشم از درد پر بغضه گلوم بابا اگه رفتم بدون همه اینا واسه آینده بود :)
هم خستم ، هم قلبم تیر میکشه،هم گلوم پر بغضه،هم چشام حالشون افتضاحه،هم چیزی ازم باقی نمونده،هم روحم مرده:)