امروز بالاخره نه تنها از اتاقم بلکه از خونه رفتم بیرون ، دوستمو دیدم و این طلسم همش تو خونه بودن رو شکستم😎💔
و البته امروز به کتاب جدید رو شروع کردم ، سرشار از معنای زندگی و البته غمگین:)))
چهارشنبه ششم فروردین هزارو چهارصدو چهار:
یه روزاییم آدم حوصله نداره تو دفتر خاطراتش چیزی بنویسه ، از امروز همینقدر بس که میشه گفت از اول سال بهترین بود ..🌿
#ماتیلدانوشت
دیروز طی یه اقدام ناگهانی ، یه قوطی آب رو گذاشتم تو فریزر ...
وخب تصمیم گرفتم امروز به اندازه ای که زمان لازمه تا یخ ها آب بشن درس بخونم👀