من خیلی از ویژگیهای مثبتم رو مدیون این حال و حوصله نداشتن همیشگیام، زیاد حرف نمیزنم، سرم تو زندگی مردم نیست، پشت سر کسی حرف نمیزنم، دروغ نمیگم، با کسی بحث نمیکنم،همه و همه فقط بخاطر اینکه نه حالش رو دارم، نه حوصلهاش رو.
خیلی برام ناراحت کننده س که یه سری آدمایی که خیلی دوسشون داشتم کارایی کردن که دیگه دلم باهاشون صاف نمیشه یا نمیتونم حس قبل رو بهشون داشته باشم؛ یعنی هر چی به درست شدن روابط فکر میکنم به این نتیجه میرسم که تنها راهش این بود که از اول خراب نمیشد.
قبولدارید کِ مظلومانهترین گریه، گریه توی حمومه؟حجم گریه تو اون آب کمه ولی حجم غم اندازه یه دریاس.
از چشم افتادن رو دافنه دوموریه خیلی خوب توصیف کرده اونجایی که میگه: “روزی با خودم فکر میکردم اگر اورا با غریبه ایی ببینم دنیا را به آتش میکشم، اما امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست و چه میکند.”