ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
الهی قربون خنده هات بشم آقاجان❤️ بزن رو لینک👇#ایلیا 🔷@EILIA_Z
#شاید_از_دلتنگی
✍به قلم ایلیــا:
آقاجان کجایی که خندههایت میشد مرهم دردهایمان؟
کجایی که رفتنت بدجوری دلتنگم کرده...
نمیگذارد چشم بر هم بگذارم. نه اینکه غصه شهید شدنتان را بخورم...نه!
اتفاقا وقتی خبر شهادتتان شنیدم،
قلبم دو قسمت شد، قسمتی مملو از غم رفتن شما از این دنیا و قسمت دیگر سراسر از سرور!
شاد از بابت رسیدنتان به آرزویی که سالهای سال انتظارش را میکشیدید و بالاخره نصیبتان شده بود...
خودمانیم، آخر فکر میکردم چقدر قبیح است! اگر این همه افراد که شاگرد شما بودند شهید شوند و شمایی که ابهت و عظمت دارید خدای ناکرده در بستر و با مرگ طبیعی از دنیا بروید...؟
بگذریم آقاجان...
دلم غم خودم را دارد...
حزن اینکه من چقدر در رویاهایم تصور میکردم روزی خدمت شما برسم!
حالا به هر شکلی که بودم...
فرق نمیکرد چی باشد...
دیدار نویسندگان باشد...
یا دیدار فرهنگیان!
یا مثلا مدالآوران ورزشی!
یا شاید هم دیدار مردم قم...
مهم این است که از بعد ۹ اسفندماه چنان در ذوقم خورد که خیلی دلم شکست...
آقاجان میدانستی همه اهل خانوادهام به نحوی به زیارت شما آمدند و سعادت دیدنتان نصیبشان شد؟!
میدانستید من چقدر بیچاره بودم که حتی قسمتم نشد حضوراً خدمتتان برسم؟
چه مواقعی که به بهانه نماز جمعه و عید و... خودم را با ذوق به مصلی میرساندم...
به امید اینکه شاید قسمتم شد از آن دور دورها بتوانم لحظهای چهره دلربایتان را ببینم...
اما از روزگار...!
هر بار ما تشنه آمدیم سر چشمه، ولی باری هم سیراب نشدیم آقا سیدعلی...!
دیدی بعضی اوقات جوری دلت سوخته که از دست دنیا میخواهی بروی در بیابان زار بزنی...؟
بعدهم خودت را برای خدا «لوس» کنی و بگویی مگر من چیز زیادی خواستم؟؟
این همه آدم رفتند نائب امام عصرشان را زیارت کردند و چشمشان به جمالش روشن شد.
بعد من آنقدر خوارم که حتی از این همه انسان هم پایینتر بودم...؟
آقای شهیدم دلم خون است..!
حس آن کودکی رل دارم که همه دوستانش با چیزی دلش را سوزاندهاند و قاه قاه با انگشت اشارهای که به سمتش گرفتهاند، به او حالش میخندند...
نگاهم نکن که بیست سالم شده و قد کشیدهام، گویی همان طفل دلسوختهام که میخواهم گوشهای بنشینم، زانوانم را در آغوشم کشم و بلند بلند گریه کنم...! قدری که چند ساعت فقط اشک بریزم تا خالی شوم، چنان زجه بزنم که صدایم بگیرد؛ در و همسایه بیایند و بگویند چشده؟! چشده که چنین زار میزند؟!
بعد بلند شوم و با پشت دست اشکهایم را پاک کنم، این دنیایی که حالا با همه متعلقاتش انگشتش را سمتم گرفته و به من میخندد را به عالمیان نشان دهم و بگویم این دل من را سوزاند!
این نگذاشت من آن چیزی که میخواستم را ببینم، به مادرم، پدرم و همسرم رسید!
اما به من که رسید گفتند خب! دیگر خان زیارت نائب ولی تمام شده و من را به زور از سر سفره بلند کردند...
خدایا من از دست این دنیا گله دارم...!
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
پیام یک زن آمریکایی به مردم اسرائیل بزن رو لینک👇#ایلیا 🔷@EILIA_Z
قشنگ مشخصه جنگ رسانهای دکتر #قالیباف ثمرش رو نشون داده و «مردم دنیا» دارند پشت اسرائیل رو خالی میکنند...
وقتی دنیا از صهیونیست حمایت نکنه نتیجهاش فروپاشی اونه. چون اسرائیل همه نظامش بر پایه حمایت جهانه...
از کالاها گرفته، تا صنعت توریستش...
این چند روز رسانه و فرماندهان سپاه قصد داشتند که نشون بدن آمریکاییها دارن برای اسرائیلیها میمیرن و اصطلاحا میگفتند:
تا قبل از جنگ «اول آمریکا» بود ولی الان «اول اسرائیله». همین خون مردم آمریکا رو به جوش آورده که ما نمیخوایم برای اسرائیل بمیریم.
یه نمونهاش هم همین خانمه که از سر حرصش این ویدیو رو گرفته که به عنوان نماینده مردم آمریکا بگه از بمبارون اسرائیلیها خوشحاله...
خدا مهرههای رسانهای مثل قالیباف و سردار موسوی رو برای ما حفظ کنه🤲
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
729.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📮پیام جدید:
سلام
وقت بخیر
میخواستم ببینم تاالان فقط یک قسمت از داستان رو منتشر کردید یا بیشتر ؟
لطفا قسمت ها رو با فاصله زمانی کمتر منتشر کنید.
__
سلام و عرض ادب
متاسفانه یکم مشغلهها زیاده
بخاطر این نمیتونم متمرکز بذارم
برای خوندن رمان هشتگ #خیابون_خون رو سرچ کنید، براتون تمامی قسمت هارو به ترتیب میاره
بالای هر قسمت هم شماره قسمت هم زدم که گم نکنید