ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
اینهایی که دیروز در کف جامعه رژه رفتند، فاجعهای بزرگ رقم زدند. جدای از فاجعه نظامی و عدم بیان نماد و حقیقت،این تصاویر همه حاصل همان مطالبی است که عرض کردم. من به عنوان یک شخص نظامی متوجه میشوم «کلاشینکف و جیپ صورتی» یک نماد است.
اما یک دختر عوام با چشمانی «اکلیلی شده» و با ذوق شدید روی این وسایل نمادین «کراش» میزند و آنرا هدف خود قرار میدهد...
در یک مملکت اسلامی، با ادعای اسلامی بودن، زن را در حد کار میدانی تنزل میدهند. اصلا از نظر اسلام کار میدانی، توهین به شأن و شخصیت یک دختر است.
دختر نه در کف میدان، بلکه باید در رأس و اصل کار باشد. دختر مغز متفکر است.
مانند این است یک مهندس عمران، برود پایین ساختمان و آجر بالا بیاندازد!
یا یک طراح و دیزاینر خود گچکاری کند! عملا این اعمال انحصارا برای پسران است.
این را از مقدار قوای اعطا شده از سوی خداوند متعال میتوان فهمید.
وجود یک زن به عنوان اصلیت در میدان جنگ، چه بسا سمی مهلک باشد!
دختران مغز متفکر جامعهاند. نمونه کار یک زن میشود «اُم وهب»، میشود «زینب کبری(س)» و...
زن متربی و هسته است. امام راحل فرمودند از دامن زن، مرد به معراج میرود. کم حرفی نیست! یعنی یک زن است که سبب میشود مردش به سمت میدان جهاد پرواز کند، یا در یاری اسلام تعلل کند...
پــــس،
اول باید بفهمیم زن کیست؟
تفاوتش با مرد چیست؟
نقاط قوت و ضعفش کجاست؟
و در آخر بیان کنیم که وظیفه او در این دنیا چیست؟...
✍ ایلیا
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
خب حالا میرسیم به اصل داستان:
آقا این همه انتقاد کردی، راهکاری هم داری؟
بله که داریم😌
حتما تا آخر بخون که بفهمی چی میگم...
🤔 راهکار اصلاح الگوسازی چیست؟
ابتدا تعریف جنسیتها و فلسفه آنهاست که عرض کردم، سپس بیان ویژگیها است،
بعد بیان نکات مثبت و منفی،
و در پایان بحث، باید وظیفه، بوسیله الگوسازی تزریق شود.
البته اینطور نباید تصور شود که تنها راه بیان وظیفه الگوسازی است، بلکه موثرترین راه و آسانترین راه همین است.
الگوسازان اشخاصی چون نویسندگان، فیلمسازان، سخنوران و... هستند.
ابتدا باید چهرهها و شخصیتهایی که در عرصههای مختلف برای زنان امکان الگو شدن را دارند، شناسایی شوند. لازم نیست این اشخاص در قید حیات نباشند. چه بسا زنی نویسنده و در قید حیات باشد.
همه عرصهها یعنی همه عرصههای راهبری و بنیادین. عرصه باید منحصرا مخصوص یک زن باشد
زیرا آن الگو باید هویتی زنانه داشته باشد.
«دختران حاج قاسم» یا «دختران آوینی» و... همه دارای پارادوکسی عجیب هستند
زیرا حاج قاسم هویتی مردانه دارد و اساسا هیچ دختری نمیتواند حاج قاسم باشد.
اما مثلا «دختران زینبی» قابل هضم است.
زیرا دختر میفهمد که انتها و الگویش کیست...
به تمام الگوسازان عرض میکنم:
برزگواران! روایت از مردان کافی است!
جامعه ما اشباع شده از این نوع روایتها و الگوهاست.
حال وقت آن است که اشخاص مونث برای پر کردن این خلأ هویتی الگو قرار بگیرند.
این موارد و اشخاص هم زیاد هستند، مثلا ما از یک دختر جوان دانشجو داریم که پتانسیل الگوسازی دارد، تا اشخاص بلند مرتبهای چون «صدیقه طاهره» و یا «زینب کبری»
حتی قرآن هم در مبنای الگوسازی اعتدال دارد.
اگر جایی خداوند متعال از موسی(ع) سخن گفته، جای دیگر از آسیه سخن گفته است.
اگر جایی از عیسی(ع) مثالی زده، در همانجا یا جایی دیگر از مریم مقدس ذکر کرده است.
اما متاسفانه جامعهای که اسلامی است و ادعا میکند، همه دختران را «پسر نما» کرده.
به شما اطمینان میدهم، اگر این موارد رعایت شود، جامعه ما از اعتدال الگو برخوردار میشود.
دختران و پسران هر کدام به هویت خود افتخار میکنند و هیچکس از خود گریزان نخواهد شد...
التماس تفکر و عمل،
✍ایلیا
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z