eitaa logo
ިܩߊ‌ܔ ߊ‌ܝ̇ߺࡅ߳ܦ̈ߊ‌ܩܢ
56 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
آرهه من شدم یه آدم بی رحم روزگار منو اینجوریی کرد کل وجودم شدهه انتقام
مشاهده در ایتا
دانلود
انتقام پارت 10 * پشمaم ریخت واقعا این همون آرتایی که روز اول دیدمش الان یعنی نگرانی تو چشماشو باور کنم همینجوری چرت و پرت تو دلم میگفتم که باز صداش اومد -نه نگار حالت خوب نیس بپوش بریم واییی یا خدااا یعنی الان اون میخواد منو ببرهه دکتر تاحالا ندیده بودم این دل رحمیشو +نه حالم خوبه ارباب ممنون -اما صورت رنگ پریدت اینو نمیگه نه واقعا یه چیزی زدهه اصلا شبیه آرتا همیشگی نیس +خوبم شما بفرمایین پیش مهمونا -من اربابتم گفتم بپوش بریم دکتر باس بگی چشم ارباب نه حرف دیگه خداروشکر زورگوییش فرق نکرده امشب الان جدی یعنی باهاش برم +نیازی نیس خوب قرص خوردم بهترم -حرفمو تکرار نمیکنم 20 دقیقه فرصت داری آماده شی بعد بیست دقیقه باید تو ماشینم نشسته باشی و رفت منم بلند شدم لباسامو بپوشم هنوزم تو شوکم که چرا آرتا عوض شدهه اما از اینکه هواسش بهم بود خوشحال بودم نمیدونم چرا دقیقا راس بیست دقیقه جلوی ماشینش بودم چه آدم وقت شناسیم به به اصلا باید آرتا کیف کنه همچین آدمی تو عمارتش دارهه کار میکنه اعتماد به سقفم ندارم در باز کردو نشست * به قلم نون کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
انتقام پارت 11 * تو دلم گفتم خیر سرش یکم جنتلمن بود چی میشد خوب میمومد در منو باز می‌کرد که بشینم از تصور اینکه آرتا همچین کاریی کنه خندم گرفت آرتا و اینکارا امکان ندارهه درعقبو باز کردم که صداشو شنیدم -رانندت که نیستم عقب نشستی بیا جلو +آخه... -آخه نداریم بپر جلو درو بستمو رفتم صندلی جلو نشستم تاحالا انقد نزدیک به آرتا نبودم خوب که دقت کردم از جلو خوشتیپ ترهه یکم آنالیزش کردم مرد خوشتیپ و خوشگلی بود چشاش رنگ دریا بود بوی ادکلنش زیر بینیم بود خیلی خوش بود یه بوی تلخ اگه فکر کنیم بخواد به یه دختری برسه قطعا میرسه چون هم پولداره و هم خوش قیافه یه لحظه داخل ذهنم عروسی، منو آرتا نقش بست اما سریع سرمو تکون دادم تا چرت و پرت فکر نکنم اون بچه ی قاتل خوانواده منه من نباید دل ببندم من فقط و فقط برای انتقام اومدم دل بستنم باعث میشه کل نقشه هام به باد فنا برهه هعی تو ذهنم میگفتم اون دشمن توعه اون دشمن توعه تا ملکه ذهنم بشه و به چیزی فکر نکنم دیدن طاها اونم اینجا و تو این شرایط، یکم نگرانم می‌کرد اون باهوشه زود میفهمه که دارم باهاش بازی میکنم باید یه فکری براش میکردم بهتر بود تمام ماجرا رو برای عمو محسن بگم اون حتما یه راه حلی برای مشکلم دارهه اصلا چرا طاها باید تو این جشن باشه یعنی طاها و آرتا همو می‌شناسن چه نسبتی باهم دارن و کلی سوال دیگه تو مغزم رژه میرفت * به قلم نون کپی ممنوع پیگرد قانونی دارهه
- چرا اذیتم میکنی آرتا آدم زنشو که حرص نمیده با بهت گفت: + اخه من چیکار کردم که چشمات اشکی شده وروجک با بغض گفتم: - قرار بود لواشک برام بخریییییی حرصی غرید: - لعنتی پاک کن اشکاتو لواشک چیه کله دنیا رو به پات میریزم نزدیکش شدم و یهویی...🔥❌ https://eitaa.com/ENTEGHAMMMMM