هدایت شده از 𝙈︪︩𝙚 𝙘𝙤︪︩𝙧𝙚
ومپایرن؟گرگینهان؟دورگهان؟به جون هیچ انسانی رحم نمیکنن؟یکی از یکی لنجد تره؟به تو چه😾☝️
میخوان یه دوماه امام حسینی باشن👍😼
𝙈︪︩𝙚 𝙘𝙤︪︩𝙧𝙚
𝑬𝑵𝑻𝑱 𝑺𝒆𝒏𝒑𝒂𝒚ظرفیت داره هنووزر
ولی تبدیل شد به پرسونای بنده
اسمش هم ...
اسمش هم..
اسم ندارههه😭😭😭😭
𝑬𝑵𝑻𝑱 𝑺𝒆𝒏𝒑𝒂𝒚ظرفیت داره هنووزر
وایییی مرسی اانننلتلتنتنغرنقصالنفثلمپف
𝑬𝑵𝑻𝑱 𝑺𝒆𝒏𝒑𝒂𝒚ظرفیت داره هنووزر
ماگ دستساز خودم باشه؟
خودم کشیدمششش
بعد تبدیل شد به مااگگ
هدایت شده از ɢᴀᴄʜᴀ ᴡᴏʀʟᴅ✯دنیای گاچا
Screenshot_۲۰۲۶۰۶۲۵_۱۴۰۳۱۸_Gacha Life 2.jpg
حجم:
233.4K
اسم:جسیکا
فامیلی:اندرسون
سن:۱۷
خواهر یا برادر:خواهر بزرگتر و خواهر ناتنی
علاقه:کتاب خوندن، خواهرش، تنها بودن
تنفر:امیلیا(خواهر ناتنیش)، بچگیش
داستان زندگیش ، اینه که وقتی ده سالش بوده و خواهرش ۱۲ سالش بوده، مامان باباشون تصادف میکنن و میمیرن، توی پرورشگاه بزرگ میشن، وقتی جسیکا ۱۳ سالش میشه و خواهرش ۱۵، یه خانواده ای جسیکا رو به فرزند خوندگی قبول میکنن،اما خواهرش که تو یه پرورشگاه موند دیگه مستقل شد و رفت. یه دختر داشتن اون خانواده به اسم امیلیا،امیلیا از جسیکا متنفر بوده چون ازش خوشگلتر بوده و جسیکا موهاش خییلی بلند بوده و موهای جسیکا دو رنگه بوده امیلیا حسودیش میشده و اما مسخرش میکرده برای همین یه روز موهاشو کوتاه میکنه، از اون روز به بعد، توی مدرسه جسیکا رو خیلی مسخره میکردن، ۴ سال بعد، یعنی الان که ۱۷ سالش شده، پدر امیلیا حالش بد میشه و میبرنش بیمارستان، اونجا جسیکا بهش میگه، تو دیگه نمیتونی جبران کنی، منم دیگه مثل قبل نمیشم، همین که بمیری بهتره، بعد ولش میکنه و میره
دیگه بگم جسیکا بچگی خیلی سختی داشته