📚✍حکایت آموزنده پدر پیر و دیوار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میگفت: پدرم دیگر پیر شده بود.
هنگام راه رفتن، اکثراً به دیوار تکیه میداد. بهتدریج، جای دستها و آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان میشد. آثاری که نشانهای از ضعف و ناتوانیاش بود‼️😞
میگفت: همسرم از این نشانهها وجای دستها وبه قول او لکها ناراحت میشد.
او زیاد شکایت میکرد که دیوارها کثیف شدهاند.
روزی پدرم سردرد شدید داشت.
روغن به سرش مالید و طبق عادت درحال حرکت بود که به دیوار تکیه داد، و باعث شد لکههای روغن سرش روی دیوار بیفتد.
😍زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت : "لطفاً به دیوار دست نزنید‼️"
😞پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده میشد.
میگفت پس از آن درشب بین من و همسرم مشاجرهای صورت گرفت ، ولی بخاطر خیلی مسائل خیلی چیزی نگفتم.
ولی از رفتار بیادبانهی همسرم خجالت میکشیدم، بازهم ولی چیزی نمیگفتم.
😞از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد. تا اینکه یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد و استخوان رانش زود شکست. عمل جراحی انجام شد، اما بهطور کامل خوب نشد و بعد از چندین روز بستری.... ما را گریان تنها گذاشت😭
احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمیکند. نه میتوانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم.
مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم. وقتی نقاشها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت که دیوارهایی که نشانههای انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند‼️
نقاشها آدمهای فهمیدهای بودند. دور آن نشانهها دایرههای زیبایی کشیدند، طوریکه گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند‼️
بهتدریج، آن نشانهها به نشانهی خانهی ما تبدیل شدند. هر که میآمد منزلمان، حتماً از آن دیوار تعریف میکرد، اما هیچکس نمیدانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است‼️😭
🌐زمان گذشت وگذشت و من نیز اکنون پیر شدهام. مگر ما چقدر از پدران خود بزرگتریم،۲۰تا۳۰ سال ،که عمری نیست
🏠 روزی هنگام راهرفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظهی گذشته به خاطرم آمد برخورد همسرم با پدرم، سکوت او، و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم.
پسرم که همه چیز را میدید، فوراً پیش آمد و گفت : "بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید‼️"
سپس نوه ام دواندوان آمد و گفت :
"ددی، میتوانید از شانهی من بگیرید‼️"
با شنیدن این حرفها چشمانم پر از اشک شد😭. کاش … کاش من هم با پدرم همینگونه مهربانی کرده بودم شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما میماند‼️
پسرم و نوه ام مرا به آرامی تا گوشه ای رساندند. بعد نوه ام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشیهایش زیاد تعریف کرده آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت‼️
در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود : "چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد‼️😍"
میگفت رفتم به اتاقم و در حالیکه در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریهمیکردم، از خداوند طلب بخشش نمودم.
✍📚پیام پایانی :
ما همه روزی پیرخواهیم شد.
بزرگانی که امروز در کنار ما هستند، نماد زندهی زحمتها، قربانیها و مهربانیهای گذشتهاند‼️
قدمهای لرزانشان تمسخر نمیخواهند، بلکه تکیهگاه میخواهند‼️
صدای لرزانشان خاموشی نمیخواهد، بلکه جواب محبتآمیز میطلبد‼️
🤔یاد داشته باشید :
😍محبتی که امروز به بزرگانتان میکنید، فردا فرزندانتان همان محبت را به شما خواهند کرد‼️
🌍🇮🇷🏡اگر در خانهتان بزرگتری دارید، 😍امروز دستشان را بگیرید ومهربانی کنید، شاید فردا دیر شود🥲
🤔بله وچه زود دیر میشود‼️MsR
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
🦷افتتاح عمل دندان سازی🦷
📚👤اعتمادالسلطنه وزیرانطباعات دوره ناصرالدین شاه قاجاردرکتاب📚 «الماثر و الآثار» درباب هشتم که «در شمار بعضی از ترقیات صنایع و علوم و تبدیلات آداب و رسوم» در دوره ناصری است، ضمن اشاره به افتتاح دکاکین فروش چای، پرده سازی،
مبل سازی، رواج دوخته فروشی، چرخ مس تراشی، صنعت چتر سازی، ظهور عمل سالک کوبی، شیوع واکس، رواج صنعت ساعت سازی، افتتاح کارخانه فشنگ سازی و کارخانه لیمونات، اختراع زنگ اخبار درهای عمارات و.....
و 🇮🇷ورود دندان پزشک🦷
به ایران نیز با توضیحات زیر اشاره کرده است که به نظر میرسد از قدیمی ترین توصیفات درباره دندان پزشکی نوین در ایران باشد: «افتتاح عمل دندان سازی که فی الحقیقه برای حسن منظر و حفظ منطق نیز گذشته از تسهیل مأکل بکار است👌👏»
📚الاماثر و الآثار، محمدحسن خان
اعتمادالسلطنه، چاپ سنگی ۱۳۰۶ هـ.ق، باب هشتم، ص ۱۲۶
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤯😨نکته مهم ایمنی‼️⚠️
مهم⚠️توجه‼️هیچوقت اجازه ندید کسی با دوچرخه وموتورهای شارژی،
اسکوتر و اسباب بازی های شارژی،
و... وارد کابین آسانسور بشه ‼️
فقط کافیه در اثر ضرباتی که هنگام بازی به باتری های لیتیومی اون وسیله وارد شده، و یا در اثر گرما و حرارت واکنش نشون بده ، و شعله ور بشه 🔥و اون لحظه شما داخل کابین آسانسور باشید😳😞
لذا تا کابین به اون طبقه ایی که میخواهید برسید، شما و همراهانتون مطمئناً دچار سوختگی شدید خواهید‼️😞🥲
📚✍#آموزش
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡⚜ طنز😂 قطعی برق عجب معضلی شده‼️😳😂😂😂
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
🌍🇮🇷🌳جایی میان بوی خاک، صدای جیرجیرک های کنار آب و نفسهای آرامِ شبهای روستا با آسمان پرستاره ، صدای حیوانات در سکوت شب و صدای قورباغه ها و سگها و صدای خروس قبل طلوع صبح... همه و ... همه چه زیبا بودند...
🛖🌳کودکیمان درعینسادگی و زیبایی،گوییهنوزخواباست😍
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
368.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷✍ #دانستنی
این فیلم با عنوان تولد نوزادان🐸 منتشر شده است.
اما به معنای واقعی🐬تولد نیست‼️
Surinam toad
🐸 این وزغ ماده مانند بقیه وزغها و قورباغهها تخم میگذارد بعد تخمها را به پشتش منتقل میکند. تخمها به تدریج به داخل پوست نفوذ میکنند و در آنجا تا تبدیل شدن به نوزاد کامل میمانند. بعد از خروج نوزادان پوست پشت مادر میریزد و پوست جدید میروید و سیکل ادامه مییابد‼️عجیبه😍👌👏🐸
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍🇮🇷 #ایران_زیبا
🌍🇮🇷💦 #آبشار_نگین_شیمبار
آبشاری زیبا بین اهواز، شهرکرد و اصفهان
سلام
صبحتان به خیر و پرنشاط💐
🌍🇮🇷﴾@EOHEng﴿
🌍#مهندسی_بهداشت_محیط