هدایت شده از مسـافـری از پـلـوتـو
آیدای من! تو را به خدا! عشقت را فریاد کن تا باور کنم. پیش از آن که من از وحشت این سکوت دیوانه شوم، عشقت را فریاد کن. با من سخن بگو ، حرف بزن ، حرف بزن ، حرف بزن ، شور و حرارت بده تا من از یاسی که مرا در بر گرفته آزاد شوم... حرف بزن! پیش از آنکه در کمال یاس و پریشانی به خود تلقین کنم که «نه! عشق نیست، و من تنها بازیچهیی بودم» حرف بزن؛ این تنها راه نجات من است: حرف بزن آیدا!
از نامه های شاملو به آیدا-
وارد کتابخانه شدم و مست شدم تنها با بوی کاغذ هایی که جوهر قلم کلماتی را منظم بر برگ ها در کنار یکدیگر چیده بود
کاغذ همانند صفحه ی روزگار و کلمات و جملات ، چکیده ای از افکار ، احساسات و خاطرات افراد
خوب است که میتوانم از واقعیت پر هرج و مرج زندگی ام اندکی دور و به زندگی های دیگر سفر کنم و با نویسنده و شخصیت های داستان ارتباط برقرار کنم و همراه با آنان تجربیاتی جدید برای خود رقم بزنم
★رایجل
" ESO 422-41"
وقتی حرصش میدم>>>>>>> وقتی از دستم حرص میخوره>>>>>
من مظلوم واقع شدم 😂💔
هدایت شده از 𝘚𝘵𝘺𝘭𝘦
✦ : با تیک زدن جلوی هرکدوم بگو چه چیزی خوشحالت میکنه
چنلِ سرگرمی 🎮