࿐☀️○ 🌺 ○☀️࿐
🌱 #نسیم_حدیث
🌸 پيامبر خـدا صلىاللهعليهوآله:
هر كس خشم خود را فرو خورد و از برادر مسلمانش درگذرد و در برابر برادر مسلمان خود بردبارى ورزد، خداوند متعال اجر شهيد به او عطا فرمايد.
📚 ثواب الأعمال، ص٣٣۵
❁═══┅┄
🕊 @Ebrahimedelha_ir 🕊
❁═══┅┄
┄═❁๑๑🌷๑๑❁═┄
#سلام_بر_ابراهیم
«خاطره ای از خواهر شهید ابراهیم هادی»
🌹 توصیه ی آقا ابراهیم همیشه توسل به شهدا بوده است. چند وقت پیش برای زیارت امام رضا (علیه السلام) به مشهد رفته بودم و در اطراف حرم معطل ماشین بودم. ماشینی ما را به مقصد رساند و همینکه خواستیم هزینه را پرداخت کنیم، او گفت شما مهمان امام رضا (علیه السلام) هستید، ولی فقط برای من دعا کنید، چون مشکلی دارم. من به او گفتم حتماً به برادر شهیدم ابراهیم هادی میگویم شما را دعا کند. مرد راننده متعجب گفت من خودم عضو گروه جهادی ابراهیم هادی مشهد هستم و امشب به حرم رفتم و ابراهیم هادی را واسطه کردم تا مشکل من برطرف شود و اینکه خواهر خودشان را در مسیر من قرار داد، خیلی مبارک است و من هنوز به تهران نرسیده بودم که او مجدد به من زنگ زد و گفت قسم به شهدا مشکل من برطرف شد.
❁═══┅┄
🕊 @Ebrahimedelha_ir 🕊
❁═══┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
┄┄┅┅┅❅🌷❅┅┅┅┄┄
💌 #شھــیـــدانه
تقدیم به شهید مدافع حرم «عباس دانشگر»
..............................
کانال های ما ⬇
💠 sapp.ir/Ebrahim__hadi
💠 eitaa.com/Ebrahimedelha_ir
💠 rubika.ir/Ebrahimedelha__ir
☘༻﷽༺☘
#سلام_امام_زمانم
دِل نـِــــگرانےأم ؛
بٰابت تَأخیر تــُــو نیستْ۔۔۔ !
مےدٰانــَـــم مےآیے....
یـــُــوسُف زَهْـــــراۜﷻ
دِلم شـــــورْ مےزَند۔۔
بَرٰا؎ خــُـــودَم … !
بَرا؎ ثـــــآنیہ ا؎ ڪِہ ؛
قـَــــرار مےشَود بیـــــآیے۔۔
ومَن هَنـــــوز بٰا تـُــو،
قَرنهـــــآ۔۔،
فـــــآصلہ دٰارَم
🤲 اللّٰھـُــم ؏جـــِّل لِوَلـیڪَ الفــَرَجـْــ
❁═══┅┄
💠 @Ebrahimedelha_ir 💠
❁═══┅┄
࿐☀️○ 🌺 ○☀️࿐
🌱 #نسیم_قرآن
✨اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید.
📗 سوره علق، آیه ١
❁═══┅┄
💠 @Ebrahimedelha_ir 💠
❁═══┅┄
ೋღ 💖 ღೋ
⏰ #به_وقت_دلتنگی
«چشمان تو بی واژه ترین شعر جهان است»
#قاسم_سلیمانی
❁═══┅┄
💠 @Ebrahimedelha_ir 💠
❁═══┅┄
┄═🌿🌹🌿═┄
💌 #شھـــــیدانه
#شهید_بهروز_بهروزی🌷
ولادت: ۱۳۵۰/۶/۲۵
شهادت : ۱۳۵۷/۱۰/۱۰
محل شهادت: میدان شهید بهشتی سمنان
《خردسال ترین شهید انقلاب》
🔹️بهروز از همان کودکی در تمام مسائل انقلاب شجاعانه میایستاد و هرگز نمیترسید. بهروز شاگرد ممتاز مدرسه بود و همه کادر مدرسه دوستش داشتند. بهروز با وجود خردسال بودنش اهل قرآن و نماز و عاشق عاشورا و آیین عزاداری محرم بود.
📖 بهروز سال ۱۳۵۷ در کلاس دوم ابتدایی مدرسه مهران سمنان درس میخواند دانشآموز بسیار فعال، کوشا، ساعی و با هوشی بود. آن روزها انقلاب اسلامی به پیروزی نهایی نزدیک شده بود. ۱۰دی ماه ۱۳۵۷ مردم در میدان «سی سر جمع شده بودند که بر علیه شاه تظاهرات کنند. آن روز ما در تظاهرات متفرق شده بودیم و به همراه بهروز به خانه آمده بودیم اما گویا در میدان «سی سر» خانه یکی از پلیسها را به آتش کشیده بودند، و مردم هم جمع شده بودند، بهروز هم دوباره به خیابان برگشت و به داخل جمعیت رفته بود. در همان لحظه مأموران به سمت مردم تیراندازی کرده بودند و بهروز هم در اثر اصابت گلوله به سرش، به شهادت رسیده بود.
...............................
کانال های ما ⬇
💠 sapp.ir/Ebrahim__hadi
💠 eitaa.com/Ebrahimedelha_ir
💠 rubika.ir/Ebrahimedelha__ir
2_144206449010993717.mp3
12.94M
حاج محمود کریمی
«عید مبعث مبارک»
❁═══┅┄
💠 @Ebrahimedelha_ir 💠
❁═══┅┄
☘༻﷽༺☘
#سلام_امام_زمانم
برگرد که بر بهارمان می خندند
یک عده به حال زارمان می خندند
آن قدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان می خندند
🤲 اللّٰھـُــم ؏جـــِّل لِوَلـیڪَ الفــَرَجـْــ
❁═══┅┄
💠 @Ebrahimedelha_ir 💠
❁═══┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
࿐☀️○ 🌺 ○☀️࿐
🌱 #نسیم_حدیث
🌸 حضرت مهدی علیهالسلام:
برای تعجیل ظهور من بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.
📚 بحار الأنوار، ج۵٣، ص١٨١
❁═══┅┄
🕊 @Ebrahimedelha_ir 🕊
❁═══┅┄
┄═❁๑๑🌷๑๑❁═┄
#سلام_بر_ابراهیم
☘ یکی دو سال بود که همسایه دفتر انتشارات شهید هادی بودیم. دفتر در طبقه همکف ساختمان، و ما در طبقه اول بودیم. شهید هادی را با خواندن کتاب «سلام بر ابراهیم» شناختم. نوروز سال ۱۳۹۷ و یک سال بعد از ازدواج، با همسرم به سفر راهیان نور رفتیم. در منطقه فکه از خدا خواستم فرزندی به من عطا کند که انشاءالله شبیه ابراهیم هادی باشد. خدا را شکر در همان سال پسرم به دنیا آمد.
🔸اما یکی از شب ها همسرم در محل کار مانده بود، آن شب احساس کردم سر و صداهایی از راه پله میآید! خیلی ترسیده بودم. در ورودی را از داخل قفل کردم و خواستم بخوابم، اما هنوز این رفت و آمدهای مشکوک ادامه داشت. می ترسیدم اما بالاخره خوابم برد. یک باره احساس کردم در می زنند! در را باز کردم. جوانی در راه پله ایستاده بود و سرش را به سمت پایین گرفته بود. نیم رخ صورتش را می دیدم. بدون این که من حرفی بزنم گفت: همشیره، نگران نباشی، ما مراقب شما هستیم. باتعجب پرسیدم شما ابراهیمهادی هستی؟ گفت: نه ابراهیم رفته به کسی سر بزند و برمی گردد، من جعفر از رفقای آقای ابراهیم هستم. تا این را گفت از خواب پریدم.
🪴 صبح روز بعد همسرم برگشت. بلافاصله گفتم: برو پایین و از بچههای دفتر سوال کن در میان رفقای ابراهیم کسی به نام جعفر داریم؟ همسرم رفت و با کتاب بی قرار برگشت. تصویر روی جلد را نشانم داد. هنوز چیزی نگفته بود که گفتم خودش بود. همین آقا را دیشب در خواب دیدم که به من گفت نگران نباش، ما مراقب شما هستیم.
❁═══┅┄
🕊 @Ebrahimedelha_ir 🕊
❁═══┅┄