بالاخره یه روزی میپذیری و میگذری از همه نبودنها، نشدنها، نخواستنها، رفتنها، تموم شدنها و ناامید شدنها بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.
«چقدر غمانگیز است دیدن نیمهی پنهان و تاریک آدمها، درست زمانی که به نور و زیباییشان ایمان آورده بودی.»
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒗𝒂
ولی ما هنوزم همون اکیپی هستیم ک تا مارو میبینن میگن عه اینا هنوز باهم رفیقن 🎀
هدایت شده از Blue ocean
میدونی از چی بیشتر از همه میترسم؟
از اینکه این آخرین باری باشه که همدیگه رو بغل کردیم:)
امروز قشنگترین و شاید تلخترین روز بود…
قشنگترین، برای تمام خاطراتی که کنارِهم ساختیم؛
و تلخترین، برای اینکه از امروز
دیگه هیچچیز مثل قبل نیست.
یه روزی دلمون برای کلاسها، زنگها و حتی همین شیطنتهای کوچیک تنگ میشه…
اما بیشتر از همه،
برای «ما»یی که دیگه هیچوقت
دقیقاً مثل امروز کنار هم جمع نمیشیم:)))
اما از تهِ دلم خداروشکر میکنم
که به من فرصت زندگی رو کنارِ شما داد..
کنار کسایی که معنی واقعیه رفاقتُ بهم یاد دادن🫠..
داستايفسكى يه جا تو يادداشت هاى زيرزمينی میگه:
"نمىدانم دارم روزهايم را مىكشم، يا روزهايم دارند مرا مىكشند؛ در هر صورت جنايتی در حال وقوع است.