هدایت شده از " آی ام مهموم "
یک روزی میاید و بماند که چه دیر است
روزی که بفهمد که چه بودیم که گفتیم
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پروده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم.
#سعدی
هدایت شده از " آی ام مهموم "
مثل سربازی که جا مانده میان دشمنان ؛
دستها روی ِسرم ، تسلیم ِچشمان توام .
آقا جان برات این دو سه روزه کم نذاشتم
دوست دارم تو سراشیبی قبر به کمکم بیای
کفن که دست من را بست دست باز است
بابا علی منی¹¹⁰