آقا جان برات این دو سه روزه کم نذاشتم
دوست دارم تو سراشیبی قبر به کمکم بیای
کفن که دست من را بست دست باز است
بابا علی منی¹¹⁰
شازده کوچولو گفت:
به هر بهانهای میخوام ببینمش
دلم زود براش تنگ میشه
روباه خندید، به آخر جاده نگاه کرد
و آروم گفت:
عاشق شدی...
#مخاطب_همین_نزدیکا
تو تقدیر منی ای عشق، اما عقل میگوید
بیا بگذر ز تقدیرت، همین یک کارمان مانده ...
جدی جدی حرفای بقیه رو به دل بگیرید چون آدما میدونند دارند چیکار میکنن و چه حرفایی میگن