وقت اذان ظهر که شد همه رو بیرون کردن از تالار تا هم نماز بخونن همم سالن رو برای ادامه مراسم اماده کنن.
عَـدْنــا..🇮🇷
اذان پخش شد این دختر خانوم قاب عکس به دست پشت کولر نشسته بود.
به من دید نداشت ولی من دیدمش که دیگه کنترل نداشت روی خودش و از جلوی چشم بقیه دور شده بود.
دونه دونه اشکاش بود که میریخت روی صورتش..