ولی من هرکاری کردم بفهمی قشنگ ترینی برام. توام هرکاری کردی تا این حس قشنگم هی کمتر بشه و اونقدر کم که تموم بشه یجوری که انگار از اول وجود نداشته .
شاید که به آبی فلکت دست نگیرد
گر تشنه لب از چشمه حیوان به درآیی،
جان میدهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به درآیی
حافظ