eitaa logo
‹ ایلاف ›
22 دنبال‌کننده
57 عکس
18 ویدیو
0 فایل
ایلاف : دوست داشتن ، انس گرفتن🪽 -جایی برای ثبت تراوشاتِ بی پایانِ مغزم- ـ من؟! ذاتاً عاشقِ علی و اولادِ علی -علیهم‌السلام-
مشاهده در ایتا
دانلود
در ما غمی به وسعت دریا نهفته است :)🌊
‹ ایلاف ›
_
‹ وطن یعنی هویت،اصل،ریشه سرآغاز و سرانجام و همیشه ›
روزِ آمدنت ، روزِ اول دنیاست♥️ . «السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»  عیدتون مبارک🌻
° و اما عزیز من ، تا آن هنگام که در اطراف خود آدمی را نمی‌شناسی که شب تولدش به غربت بگذرد و تنهایی مطلق باشد ، ادعای ِغربت نکن ! زیرا که تمام ِشهر شادمان ِولادت مردیست که . . الشَّرِيدُ ، الطَّرِيدُ ، الْفَرِيدُ ، الْوَحِيد : ) او به گفته جد بزرگوارش آواره و رانده و تک و تنها است . . حتی در شب ِتولدش💔 {كمال الدين و تمام النعمة، جلد 1، صفحه 303} ° 🆔 @Clad_girls | دختران چادری
_
‹ ایلاف ›
که میل سوی تو داریم و رَه به سوی تو مشکل . . ؛
‹ ایلاف ›
_
وَ رَجائي کربلا خُذ عُمري و الرزقني کربلا❤️‍🩹:)
•
‹ ایلاف ›
•
همیشه شانزدهِ بهمن های تقویم برایم یک روزِ بُلد و ستاره‌دار بود. روزی خاص ، با یک اتفاق خاص ؛ تولدم! روزی که دنیا تصمیم گرفت مرا در جهانِ کوچک و متناهی‌اش راه دهد. مرا وارد دنیای پیچیده ی زندگی کند. آن اوایل همه چیز ساده و بی آلایش بود. همه چیز و همه جا آرام و کودکانه بود ، مانند خانه های بالشتیِ‌مان. بزرگتر که شدیم، مکلف شدیم و تکلیف دار. بایدها و نبایدها آمد وسط. حد و مرزها مشخص شد. با دنیایی فراتر از دنیای کودکانه ام آشنا شدم و بسی دنیای عجیبی‌ست‌ ؛ دنیای نوجوانی! دنیایی پر از حاشیه و دردسرهای مخصوصِ خودش.دنیایی پر از شور و شعف برای بیشتر یاد گرفتن ، بیشتر دانستن و بیشتر خواندن.دنیایی که در آن زیربنایِ سال های دیگرِ عمرت را پایه‌ریزی می‌کنی و شخصیتت را مانند خمیری در دست شکل می‌دهی. وَ امان از اهمیتِ این دوران ، امان ! ‌. وَ امروز که شمع ۱۸ سالگی ام را فوت و آرزوی خوش‌یُمنی برای ۱۹ سالگی‌ام کردم ، تمامِ آن ۹ سال نوجوانی مانند فیلم سینماییِ تمام نشدنی از جلوی چشمانم گذشت. تمامِ شب هایی که به گمانِ عقل نونهالم به صبح نمی‌کشید، نه تنها صبح شد که صبح های بعدی هم آمدند. لحظه هایی که گمان می‌کردم بهترین اتفاق زندگی‌ام بود ، گذشت و بهترین های دیگر رقم خورد. وَ در لحظه لحظه ی زندگی، دنیا برایم شگفتانه ای داشت و اجازه نمی‌داد زندگی ام خط صافِ بدونِ ضربان باشد و حتما تلاطمی به راه می‌انداخت. وَ سرانجام ‌ سال های پایانیِ نوجوانی و سپس ورود به دنیای بزرگترها. حقیقتا دلم برای آزادی و بی قیدیِ دوران نوجوانی تنگ می‌شود. برای ایده های ناب و رویاهای بزرگ. برای آرزوهای دست نیافتنی که با اعتماد به سقفِ تمام قولِ رسیدن به خودمان می‌دادیم. برای بی‌پروایی‌ها و شجاعت های جسورانه. برای احوالاتِ ناخوشِ بی‌دلیل. برای اصطلاحات و فاز گرفتن های مغرورانه. برای رفاقت هایی که قول می‌‌دادیم تا آخرِ آخرش که نمی‌دانستیم دقیقا کجا میشد، باهم باشیم. دلم برای این دنیای صاف و صادق و ساده تنگ می‌شود. وَ ای کاش دنیای بزرگترها به قشنگی و بی‌ریایی دنیای نوجوانی باشد... التماس دعای عاقبت بخیری از طرف یک عدد تازه متولد شده . ✍🏻نون‌‌.اِف.قاف | ۱۶بهمن۱۴۰۴
شب + صدای بارون = ترکیبِ بهشتی🌚🌧