eitaa logo
ֶָ֢ایـ‌لـاف ֶָ֢ ..!
139 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
823 ویدیو
8 فایل
[باشد قرار و وعده ما جنت الحسین؛] [اینجا برای سینه‌ زدن جایمان کم است] سرباز امامِ شهید🇮🇷 فرماندهی‌کل‌‌قوا: @rahbar_ir دلبند به ثبت لحظات(: کپی؟!واجبه
مشاهده در ایتا
دانلود
داستانِ‌ یك‌ عبا و اربا ، اربای‌ِ بدن یك‌ نفر رفتی‌ و هفتاد و دو تن‌ برگشتی
آمدی و قبل از آن شمشیر خود برداشتی اذن میدان خواستن، این‌ بار در سر داشتی چاره‌ای هم غیر دل کندن مگر دارم برو تو که در سیمای خود نور پیمبر داشتی خواندم از چشمان تو مهر برادر داشتن از نگاهی که به روی ماه اصغر داشتی رفتی و دنبال تو چندین قدم برداشتم دیده بودم بر شهادت چون که باور داشتی قلبم از لب‌های خشکت بیشتر آتش گرفت خواهش آبی که از من بار آخر داشتی داغ تو سنگین تر از هر داغ دیگر بوده است با دو صد زخمی که دیدم روی پیکر داشتی
روضه‌ای روضه‌ست که بدون اینکه بره تو جزئیاتِ گودال، اشکتو دربیاره.
یه جمله ایی مداح گفت جیگرم آتش گرفت ؛ خیمه هارو آتیش زده بودن خانم زینب همه رو به سمت بیرون هدایت میکرد فرمود علیکن باالفرار .. میگفت رقیه هی به عقب نگاه میکرد و نمیومد .. برگشت گفت چرا نمیای رقیه .. میگفت عمه آخه داداشم تو خیمه ست میترسم موهای علی اکبر مثل موهای من بسوزه ..
مرکبش سوی حرم نه ! سوی شامی‌ها رفت ؛ دید بابا ، پسرش سوی حرامی‌ها رفت ..
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سحر وقتی که اذان آخر رو میگفتی....💔
هدایت شده از محبین
‌ علی اکبر بود .. بیست و چند ساله بود .. جوان بود .. " اِرباً اِربا " که شد ، علی ، اصغر شد .. گویی ، شش‌ماهه شد .. کوچک شد .. .. همچو نرمه‌های شیشه‌ای که شکسته شده .. امشب روضه اقا علی اکبر(ع) راس ساعت ۰۰:۰۰ در کانال محبین @ir_mohebin