میگفت که
آخه اونا که نمیدونن منو از چه روزایی
نجات دادی چه شبایی که فکر نمیکردم
صبح بشه و شما پشت و پناهم بودی
شما همه دار و ندار منی پسر ام البنین :)
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیـز فـدای سرت انگـار نه انگـار :)
#فاضل_نظری
عزم رفتن کردی و من ناگزیر از رفتنت
مشک را برداشتی دیدم به دور گردنت
کودکانم تشنه اما بی تو تنها میشوم
بیشتر میشد ولی ای کاشدپیشم ماندنت
سعی کن طاقت بیاری فکر قلبم را بکن
تا نبینم صحنه ی از روی زین افتادنت
تیرها پرتاب خواهد کرد دشمن سوی تو
صبر کن محکم کنم بند زره را بر تنت
خب برو، برگرد با آبی برای خیمه ها
منتظر میمانم و چشم انتظار دیدنت
رفتی و دیدم وفایت را لبانت تشنه بود
ای به قربان تو و در خون برادر گفتنت
عمو عباس من آخر کجایی دیر کردی تو
مرا در کودکی با این مصیبت پیر کردی تو
نمیبینی مرا دارم خودم را میکشم از غم
مرا از زندگی با این خجالت سیر کردی تو
نمیدانم چرا آبی طلب کردم خطا کردم
که تنها در میان سنگ دلها گیر کردی تو
سکینه هستم و شرمندهام از روی تو بابا
عمو رفت و بمیرم تکیه بر شمشیر کردی تو
پر از خون است چشمانم نیامد چون عمو جانم
به چشمانم پشیمانی من تعبیر کردی تو
نشستم گوشه خیمه به آه و گرسه میگویم
چرا انقدر در برگشتنت تاخیر کردی تو
اگر نمازتان را مراقبت نکنید
حتی اگر میلیارد ها قطره اشک هم
برای اباعبدالله بریزید
در آخرت شما را نجات نمیدهد !
- آیت الله بهجت .
چه بسیار بوده که پسر امالبنین
آنچه روزگار خراب کرده را باز ساخته ..(:
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایتروزهایکربلا 🖤| قسمت نهم :
✨تا حالا شده وقتی یک نفر کنارته دیگه از هیچچیز نترسی!؟
امروز توی کاروان یک چیزی توجه ام رو جلب کرد…🙂
این داستان از حضرت عباس علیه السلام رو ببین💔