هدایت شده از ᴀᴍɪɴᴇʜ
این روزها هرچه بیشتر سعی میکنم حالم را طبیعی جلوه دهم،بیشتر از همیشه میپرسند:«چی شده؟ چرا رنگ و رویت اینقدر پریده؟»و من،لبخندی میزنم که تمامِ خستگیهایم پشت آن پنهان شدهو مثل همیشه میگویم:«چیزی نیست...»اما از کدام درد بگویم؟از حالِ خانواده؟از حالِ دلی که مدتهاست آرامش را گم کرده؟یا از زندگیای که زودتر از همیشه
دارد من را بزرگ میکند؛با تجربههایی که سهمِ سن و سال من نبود،با روزهایی که مرا مجبور کردند
قویتر از چیزی باشم که هستم؟بعضی دردها را نمیشود توضیح داد؛
هرچه بگویی، باز هم چیزی ازسنگینیشان کمنمیشود.برایهمین،سکوت را انتخاب میکنمو بغضی را با خودم حمل میکنمکه هر روز سنگینتر از دیروز،گلویم را میفشارد؛بغضی که انگارقرار نیست هیچوقت سبک شود
تو را به خاک دهیم و به خانه برگردیم؟!
به روزمرگیِ نحسِ این زمـــانـه برگردیم؟!
۱:۲۰ شد ساعت شهادتِ قاسم و دفن رهبر
بارون اومده ..
حاج قاسم برات مهمون اومده 😭💔
هدایت شده از KHAMENEI.IR
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir