The Pale Baroness
کیس می، ای پاره ای درخشان از نور من ای روشنایی شبانگاهم، التیام بخش خستگیام، ضربان قلبم، آرام کنند
راستی کیس می شش هفته وقفه رفت
خواستم این تابستون رو با مانهوا هام بترکونم همشون وقفه رفتن خدا بگم چکارتون نکنه
The Pale Baroness
نمیدونم چی منو توی داستان پدربزرگ های همسرِ جاشوای عزیزم علاقهمند کرد که رفتم خوندمش
الان به قدری از جاشوای عزیزم دورم که دوشنبه ها جای اون با چپتر های بردارِ کوچیکِ همسرش (که درحال فیلم هندی بازی کردنه) سر می کنم.
The Pale Baroness
مهر اینا هرشب زنگ میزد میگفت زود بخوابم😭😭😭
تفاوت بابابزرگم توی پاییز و زمستون بهار vs تابستون اینطوریه که درحال حاضر شبا قبل خواب جای شب بخیر مثل گرگ زخمی نگاهم می کنه و مطمئن می شه تک تک حرفایی که می خواد بزنه ولی نمی زنه از چشمهاش نمایان بشه تهشم یه زود بخواب با اخم و تخم نهایی می گه می ره، نصف شبا هم صدا دادم بیدار شد نفرینم می کنه دوباره می خوابه.