eitaa logo
⸤الـتجاج🇮🇷🇵🇸⸣
71 دنبال‌کننده
2هزار عکس
960 ویدیو
21 فایل
• • به‌نام پروردگاری که از رگ قلب به طُ نزدیک‌تر است  . . ᯽ التجاج🖊 [باڪسره در الف و ت] ⊱ بھ معنای درهم شدن آوازهـا🎶 ⊰ ᯽ ᯽ گوشھ‌ای از معاهده‌ها 🕶 : @eltejajj • • و هرگاھ بیتابی‌ات شدت گرفت به آغوش نــ✨ــور پناھ ببـر :) ᯽ ᯽
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر این طرحو دوست دارم😍😍😍
هدیه‌ای به وسعت یک لبخند🎁😍 👶💚👧 ✅به مناسبت عید غدیرخم قصد داریم با تهیه لباس و وسایل نوزاد، عیدی متفاوت و پر مهری را به خانواده های نیازمندی که کودک نوزاد دارند بدهیم. به هر میزان که شما دوست دارید می توانید سهیم باشد✨🌱 کمک هایی که شادی بی قیمتی را میبخشد ●|بنام موذنی بزنید رو شماره کارت کپی میشه|● امیرالمومنین‌شادی بخش دلاتون🌷
امروز هر ایرانی که مطالبه نابودی اسراییل را نداشته باشد باید به ایرانی بودن او شک کرد...!
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین بن ابی طالب💚
توصیه های استاد فیاض بخش در این شرایط: چند دستور را از استاد و مرحوم آقای الهی دارم. همان دستورات مقام معظم رهبری یعنی: ۱_ خواندن سوره فتح و دعای توسل ۲_ دعای سیفی صغیر ۳_ به نقل از آیت الله سید محمد حسن الهی طباطبائی: هفتاد مرتبه «بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» و هفتاد مرتبه آیه «یدالله فوق أيديهم» (فتح ۱۰). سپس دست‌ها را بالا ببرد و هفتاد مرتبه بگوید «یاالله» قبل و بعد از گفتن «یاالله» ۱۴ مرتبه صلوات بفرستد و سپس دعا کند؛ بسیار قرین به اجابت است. البته این دستورات مطلق است؛ اکنون به نیت نابودی دشمنان خوانده شود خصوصا امروز با توسل به امیرالمؤمنین (ع). @leilysoltani
❁ـ﷽ـ❁ من عاشق "شخصیت‌های دوم" داستان‌ها هستم. همان‌ها که یک گوشه‌ای از ماجرا قرار گرفته‌اند، اما اگر نباشند، داستان ناقص میشود، عوض میشود. همان‌ها که باید کنار "شخصیت اول" باشند تا درخشش ماجرا کامل شود. ⟡ ━━━━━━━ روضه‌خوان‌ها از حضرت مسلم بن عقیل می‌گویند، اما نگاه من -پس از اشک روضه و اندکی سبک کردن دل- به طوعه است. یعنی آن کسی که توجهم را جلب میکند و مرا به خود میخواند و خودم را از توی خودم بیرون میکشد و به چالش میکشد و میخواهد که خودم را جایش بگذارم و محک بزنم، طوعه است. یک شهر مرد، سفیر حسین علیه‌السلام را تنها گذاشته‌اند. یک شهر ادعا، پشت نایب امام را خالی کرده‌اند. مسلم که به دعوت هزاران نامه به این شهر آمده، حالا حتی یک مرد حامی هم اینجا ندارد. تنها و دل‌نگران در کنجی از سکوتِ حکومت نظامی شهر مینشیند. و حالا اینجا شخصیت دوم از گوشه تاریکی از داستان، بیرون می‌آید؛ متین، بی هیاهو، با یک سؤال ساده... و جوابی کوتاه که می‌تواند به اندام این زن هم لرزه ترس بیندازد و او را برگرداند به همان گوشه تاریک. اما زن قصد بیرون رفتن از صحنه ندارد، میخواهد که بماند و بدرخشد. چونان بزرگترین‌های تاریخ. بنابراین آگاهانه و قهرمانانه شخصیت اول را پذیرا میشود، پناه میدهد. کم نیست ها! جایی که مردان از ترس نام حسین و سفیر حسین علیهماالسلام، به کنج خانه‌ها و وَر دل زن‌هایشان پناه برده‌اند، این زن، جُور همه مردان شهر را می‌کشد. به نایب امام آب و پناه می‌دهد، در حالی‌که برای سر او جایزه تعیین شده و خون یاری‌گرانِ او مباح دانسته شده. شاید اینها به نظر "اتفاقی در یک لحظه" بیاید. اما نه. اگر یک عمر آزادمنشانه، متفکر، مسلط، حق‌گرا و شجاع زندگی نکنی، چطور می‌توانی در هجوم آن ارعاب و تهدید و جا زدنِ "همه"، "تو تنها" بایستی به ایفای نقش خود به پشتیبانی از حق؟ اصلا من می‌گویم اینهمه کوچه، اینهمه خانه، اینهمه در! چرا مسلم درست نشست پشت در خانه طوعه؟ فکر من این است: طوعه به گونه‌ای زندگی کرده بود که حالا این امتحان بزرگ را به خود خوانده. و خداوند که عاشق امتحان گرفتن از شاگرد زرنگ‌هاست، مسلم را کشانده بود درِ این خانه تا از نقش‌آفرینی این زن -جایی که همه مردها با نامردی و ذلت سکوت کرده‌اند- به ملائک آسمان خود مباهات کند: "انّی اعلمُ ما لا تَعلمون!" همین است که طوعه مرا با خودم درگیر می‌کند؛ مرا غرق در سؤال و ترس و نگرانی از خودم می‌کند. احتمالا من هیچ وقت جای مسلمِ داستان نخواهم بود، اما جای طوعه، چرا! جای طوعه بودن خیلی در زندگی ما محتمَل تر است؛ اگر کاری که کرد را به تصویری کلی ترجمه و تبدیل کنیم: "حمایت و‌ پشتیبانی از حق، ایستادن کنار امام و نماینده امام، هزینه دادن برای ولایت و مشارکت در یک ؛ در حالی که نه تنها مجازاتی در حد مرگ دارد و هیچ کس دیگری حاضر به آن کار نیست، بلکه برای ضد آن، پاداش مادی تعیین شده و برخی باافتخار به دنبال برعکس آن کار تو هستند." چقدر همه چیز در کربلای شما، باشکوه و تکان دهنده است ارباب! چه مدرسه‌ای راه انداخته‌اید برای همه تاریخ، همه بشر! ⟡ ━━━━━━━ آنجا که روضه‌خوان‌ها از شخصیت اول، مسلم می‌خوانند، من ذهنم درگیر شخصيت دوم، طوعه می‌شود: در های خطیر، من طوعه زندگی خود می‌شوم؟... ✍ هـجرتــــــ بله و ایتا @hejrat_kon روبیکا @dr_mother8_hejrat
هدایت شده از Dr.Mutter
حتما متوجه شدین چرا الان بعد چند سال کار تو فضای مجازی دارم اینا رو مینویسم؟ حرفم سر خودم نیست، که اگر بود خب زودتر از اینها میگفتم حرف سر اینه که افراد یک جامعه با هم به سمت صلاح و رستگاری پیش میرن یا خدایی نکرده با هم به سمت نابودی و خب میدونیم که تعطیلات پیش رو یکی از ایامی هست که خیلی هامون دین و ایمانمون رو با کلام نیش دارمون با پرسش های نا به جامون به باد میدیم. پرسش هایی مثل چرا کنکور قبول نشدی؟ چرا ازدواج نمیکنی؟ چرا جدا شدی؟ چرا بچه دار نمیشین؟ چرا با وجود اینکه درآمد همسرت کمه باز هم بچه دار شدی و.... یک چیز رو یادمون باشه تنها جایی که ما بدون اینکه ازمون خواسته باشن، بدون اینکه ازمون پرسیده باشن اجازه داریم نظر بدیم امر به واجب و نهی از حرامه!! بقیه اش رو مجاز نیستیم!!! خودمون رو هم گول نزنیم اسم این کار خیر خواهی و راهنمایی و نوع دوستی نیست با این جمله که ما ایرانی ها برخلاف خارجی ها عاطفی و خونگرمیم هم خودمون رو گول نزنیم لطفا اسم این مدل سوال پرسیدن ها و نظر دادن ها فقط دخالت بیجا و فضولیه! مراقب باشیم... ادامه دارد
جای فکر و خیلی جای عمل داره!
آقاجان دیشب تصویرتان را ندیدیم و دلتنگتان هستیم💔 برایمان دعا کنید بمانیم پای این انقلاب و آرمان ها ما ترکناک یابن الحسین🤲🏻 کاش میشد عمر خود را هدیه میدادم به او زندگی را دوست میدارم را بیشتر
. امشب، با ورود فرزند حسین(ع) عطر عاشورا پیچید... .