- بر من ببخش ، گاه چنان دوست دارمت ؛
کز یاد میبرم که مرا بردهای ، ز ِ یاد :)
- من زمین خوردهی عشق تـُو شدم اما تو ؛
در هوای ِ دگری ، پرسه زنان میرقصی .
- خیال کودتا دارم از استبداد ِچشمانت ؛
تحصن کردهام ، فعلا به گوهر شاد ِچشمانت (:
التفافالروح ؛GarshaRezaei.Darya.Nemiram(128).mp3
زمان:
حجم:
3.2M
- همونم که برای دیدن ِتو بیقرارم ؛
- عین مرگ است اگر بی تـُو بخواهد برود ؛
او که از جان ِخودت دوستترش میداری .
- از میان طرح لبخند درون عکسهایت
میشوم با خنده سلفی ِ تو ویران بیشتر ؛
- منطق و فلسفه و جامعه و جان و بلا ؛
همه در قامت چشمان تـُو لکنت دارند .
- گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم ،
دل بگفت او با من است من با خیالش میروم .