eitaa logo
کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
7هزار دنبال‌کننده
41.5هزار عکس
11.9هزار ویدیو
557 فایل
با به اشتراک گذاشتن لینک کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در ثواب نشر مطالب شریک باشید ./کپی مطالب با ذکر صلوات/ لینک کانال ایتا👇 @Emam_Zamaan_313 تلگرام https://t.me/joinchat/AAAAAEHGwvGjppToruRpFw @iemeHdi تبادل 👇👇 @KhadamY
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
•°🌱 ولےآقا‌امام‌حسین جانم؛ درستہ‌مابدیم‌...قبول ! ولےبهمون‌گفتن‌ڪه . . . پسرفــٰاطمھ ؛ خوب‌وبدرودرهم‌میخره"! •°🌱 63روز تا محرم پر‌چمِ‌سُرخت‌بشه‌آسایشم‌آروم‌ِجونم‌... ♥️
•| ...... |• دو چیز روحِ انسان را نوازش می دهد: ۱) صدا زدن خدا ۲)گوش سپردن به صدای‌ او! [که اولی در نماز و دومی در تلاوت ‌قرآن است...] ـــــــــــــــــــ🌱🧡ـــــــــــــــــ 🌙 ⓙⓞⓘⓝ↯ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴‌ ویژگی های دولت مهدی یاور 🔹 به تعبیر امام راحل نباید دائم بگوییم امام زمان(عج) می آیند و چنین و چنان می کنند؛ دولتی مهدوی است که هر چه را امام زمان(عج) درصدد اجرا و انجام آن هستند، اجرا و پیاده کند. 🔹 اساساً اوصاف ظهور برای آن مطرح شده تا از آنچه حضرت بقیه الله الاعظم(عج) انجام الگو بگیریم و اجرایش کنیم. 🔹 برای مثال اگر در دولت کریمه محتاج و فقیری برای دریافت زکات یافت نمی شود، دولتی مهدوی است که بتواند فقر را در کشور ریشه‌کَن کند یا برای آن برنامه داشته باشد و با همه توان نسبت به قشر محروم دغدغه داشته باشد؛ یا اگر سخن از عدالت است با همه وجود برای توسعه عدالت برنامه ریزی داشته باشد. از این رو، باید آنچه درباره ظهور گفته شده نقشه و برنامه راه دولت آینده باشد. 🔹 نباید مهدویت را به مراکز و فعالان این عرصه محدود کنیم. اینکه دولتی کمک مالی به یک مجموعه مهدوی کند مشلکی را حل نمی کند. اینها محدود کردن نگاه ها به مهدویت است. 🔹 در کشور ما مهدویت باید در همه موضوعات دیده شود، مهدویت معطوف به یک دوره خاص یا گروه خاص نیست، مهدویت یعنی برای آینده روشن همه عالم برنامه ریزی کنیم و نگاه جهانی داشته باشیم. 🔹دولت مهدوی در وزارت خارجه اش ایده و برنامه مهدوی دارد و در دیگر زیرمجموعه هایش نیز همینگونه است. 🔹 این یعنی دقیقا برنامه های امام زمان(عج) بعد از ظهور را بررسی و اجرا می کند. باید آنها که داعیه مهدویت دارند در زیرمجموعه هایشان نگاه و برنامه مهدوی را حاکم بکند. 🔹 مهمترین کار در موضوع مهدویت را باید وزارت خارجه انجام دهد و برنامه ما را برای جهان تبیین کند. اما متاسفانه در این باره طرح و برنامه ای وجود ندارد چنان که رسانه ها و صداوسیمای نیز تاکنون آنچه را که باید، در موضوع مهدویت تبیین نکرده اند. ⓙⓞⓘⓝ↯ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
• • • [ {عجل‌الله‌تعاݪےفرجہ‌اݪشریف} ] آیـا ز فـراق بــۍ قـرارۍ ڪردیـم؟ در راھ وصال ، جان‌ نثارۍ ڪردیم!؟ یڪ لحظھ بپرسیم ز خود انصافا ، این هفتھ براۍ او چھ ڪارۍ ڪردیم...! ♥️ 🔜 ⓙⓞⓘⓝ↯ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 ڪاش ‌در صَحرای مَحشر... وقتی خُدا‌ پرسید بَنده‌ ی من..! روزگارت ‌را‌ چِگونه ‌گذراندی...؟! مهدی فاطمه برخیزد ‌و بگوید مُنتَظِر من بود..(: ⓙⓞⓘⓝ↯ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313
کانال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
✨﷽✨ #یـادت_بـاشـد♥️ ✍ #فصل_‌اول (#خواستگاری) #قسمت‌9 به ذهنم خطور
﷽✨ ♥️ ✍ () اکثر سوال‌هایی که حمید پرسید را نیازی ندیدم من هم بپرسم. از بس در این مدت ننه از حمید گفته بود‌، جواب آن‌ها را می‌دانستم. وسط حرف‌ها پرسیدم: _ شما کار فنی بلدین؟ حمید متعجب از سوال من گفت: _ در حد بستن لامپ بلدم! گفتم: _ در حدی که واشر شیر آب رو عوض کنین چطور؟! گفت: _ آره خیالتون راحت. دست به آچارم بد نیست، کار رو راه میندازیم. مسئله‌ای من را درگیر کرده بود. مدام در ذهنم بالا و پایین می‌کردم که چطور آن را مطرح کنم، دلم را به دریا زدم و پرسیدم: _ ببخشید این سوال رو می‌پرسم، چهره من مورد پسند شما هست یا نه؟! پیش خودم فکر می‌کردم نکنه حمید به خاطر اصرار خانواده یا چون از بچگی این حرف‌ها بوده، به خواستگاری من آمده است. جوابی که حمید داد خیالم را راحت کرد: _ نمی‌دونم چی باعث شده همچین سوالی بپرسین. اگه مورد پسند نبودین که نمی‌اومدم اینجا و اینقدر پیگیری نمی‌کردم. از ساعت پنج تا شش‌ونیم صحبت کردیم. هنوز نمکدان بین دست‌های حمید می‌چرخید. صحبت‌ها تمام شده بود، حمید وقتی می‌خواست از اتاق بیرون برود به من تعارف کرد. گفتم: _ نه شما بفرمایین. گفت: _ حتما میحواین فکر کنین، پس اجازه بدید آخرین حدیث رو هم بگم. یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادته. بین صحبت‌هایمان چندین بار از حدیث و روایت استفاده کرده بود. هر چیزی که می‌گفت یا قال امام صادق(ع) بود یا قال امام باقر(ع). با گفتن این حدیث صحبت ما تمام شد و حمید زودتر از من اتاق را ترک کرد. آن روز نمی‌دانستم مرام حمید همین است: «می‌آید، نیامده جواب می‌گیرد و بعد هم خیلی زود می‌رود.» حالا همه آن چیزی که دنبالش بود را گرفته بود. من ماندم و یک دنیا رویاهایی که از بچگی با آن‌ها زندگی کرده بودم و حس می‌کردم از این لحظه روزهای پر فراز و نشیبی باید در انتظار من باشد؛ یک انتظار تازه که به حسی تمام ناشدنی تبدیل خواهد شد. تمام آن یک ساعت‌ و نیمی که داشتیم صحبت می‌کردیم، پدرم با اینکه پایش در رفته بود، عصا به دست بیرون اتاق در رفت و آمد بود. می‌رفت ته راهرو، به دیوار تکیه می‌داد، با ایما و اشاره منظورش را می‌رساند که یعنی کافیه! در چهره‌اش به راحتی می‌شد استرس را دید. می‌دانستم چقدر به من وابسته است و این لحظات او را مضطرب کرده. همیشه وقتی حرص می‌خورد عادت داشت یا راه می‌رفت یا لبش را ور می‌چید. وقتی از اتاق بیرون آمدم، عمه گفت: _ فرزانه جان! خوب فکراتو بکن. ما هفته بعد برای گرفتن جواب تماس می‌گیریم. از روی خجالت نمی‌توانستم درباره اتفاق آن روز و صحبت‌هایی که با حمید داشتم با پدر و مادرم حرفی بزنم. این طور مواقع معمولا حرف‌هایم را به برادرم علی می‌زنم. در ماجراهای مختلفی که پیش می‌آمد، مشاور خصوصی من بود. با اینکه از نظر سنی یک سال از من کوچک‌تر است، ولی نظرات خوب و منطقی‌ای می‌دهد. باشگاه بود. وقتی به خانه رسید‌، هنوز ساکش را زمین نگذاشته بود که ماجرای صحبتم با حمید را برایش تعریف کردم و نظرش را پرسیدم، گفت: _ کار خوبی کردی صحبت کردی. حمید پسر خیلی خوبیه. من از همه نظر تاییدش می‌کنم. ... ⓙⓞⓘⓝ↯ 🌐 https://eitaa.com/Emam_Zamaan_313