بازتاب شعر حماسی و گزارش تصویری بنده(عزیزالله محمدی) در خصوص مقابله پدافند با پرتابه های صهیونیستی در جام جم آنلاین:
https://jamejamonline.ir/fa/news/1478842
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
بازتاب شعر حماسی و گزارش تصویری بنده(عزیزالله محمدی) در خصوص مقابله پدافند با پرتابه های صهیونیستی د
پی نوشت (۱)
به شب آموخت رسم روشنایی را پدافند
به قلب صهیون زد رعد هوایی را پدافند
«حمزه جهاندیده» رزم کرد چنان که آرش
مرد بود «محمد مهدی شاهرخ» به پیکارش
ایستاد جهان به تماشای چنین صحنه ای
زد پدافند بر دهان صهیون درنده ای
به باور سیصد و سیزده می خوریم ما قسم
می فرستیم رژیم صهیون را تا عدم
خون آن دو هم رزممان جوشش ماست
شب و روز شاهد بر این کوشش ماست
ما از قبیله هشتمین والفجر هستیم
سوباشی دیدیم و اهل صبر هستیم
جانمان در طبق به اخلاص آوردیم
ساییده دندان و مشت به تقاص آوردیم
تعلل نداریم و شتاب نیست در کارمان
مرگ بر اسرائیل است ما افکارمان
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
33.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش و پیوست رسانه ای
@Emtedadjo
هدایت شده از ad3
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاران ما رفتند تا کربلا آری
مقصود ما قدس است گر خون ما جاری
🎙 شاعر و گوینده: عزیزالله محمدی
#چشمان_بیدار
#وعده_صادق۳
#مقاومت_سرافراز
#فداییان_وطن
https://padafandnews.com
https://zil.ink/padafand_aja
هدایت شده از پـدافند نیـوز | Padafandnews
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قامت افراشت یک مرد از تبار پدافند
🎙 شاعر و گوینده: عزیزالله محمدی
#چشمان_بیدار
#وعده_صادق۳
#مقاومت_سرافراز
#فداییان_وطن
https://padafandnews.com
https://zil.ink/padafand_aja
هدایت شده از امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
710K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از شرم تو نگاهم ابر شد و باران گرفت
گشت کوچه ها را، پی ات از خیابان گرفت
این رسم بوده از دیر زمان در کهن مکان
در مسیر عشق عاشق راه بیابان گرفت
چه می داند کسی چه می شود فرجام
با دیدنت شاید «من» دوباره جان گرفت
«من» که می گویم غریبه نیست با عشق
مرده هزار بار و باز از عشق درمان گرفت
عشق مرتبه ای هست ناپیدا و بسیار گم
جان درخلوت از من، هر بار پنهان گرفت
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همه سال گذشت و من امروز به «عشق» گرفتار شدم
چه فرق می کند زمستان، تابستان، پاییز! یا که بهار شدم
درد گرفته تمام وجودم را که چرا تو نیستی در برم
هر لحظه از این درد به خود می پیچم انگار که پرگار شدم
روی دایره نام تو می چرخم شب و روز تا بگذرد عمر
هر نفس از نفسم جرم است که محکوم به دار شدم
یک نفس از خودت ببخش به این بیچاره که تو را دارد
مفهوم تمام راز یا که شکلی از هستی اسرار شدم
رحم واژه ای نیست که در زبانم بچرخد برای خودم
اما به عشق آمیخته نگاهم و محتاج به مزار شدم
تنگ است دار دنیا برای این شیوه ی زیستن چنین
تو به یک سو محتاط و من به یک سو ببین! در حصار شدم
می گشایی زبان و می نمایی رخ، یا که بگویم به فریاد؟
سوز بودم و گداز از فراق، چندیست که گلزار شدم
اصلا دست خودم نیست شرح احوال پریشانی ام
به عشق مبتلا از نگاه و به دل چندیست که بیمار شدم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
این همه سال گذشت و من امروز به «عشق» گرفتار شدم چه فرق می کند زمستان، تابستان، پاییز! یا که بهار شدم
پی نوشت:
بازنویسی شد.
همراه با موسیقی بی کلام.
801.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگ مجازی _جنگ ترکیبی
«میخ رژیم صهیونیستی بر تابوت اسرائیل!»
به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸)
لینک مطلب:
https://kayhan.ir/fa/news/298737
لینک کانال:
@Emtedadjo
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«سرمه و حلوا»
از درد شکستیم و چنین دردمندیم
شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم
حال دل ما هست در سوز و گدازت
تنهایی ساحل، در جذبهی مدیم
ای کاش بدانی «ما» یک نفریم، «من»!
دل به تو بستیم، واگویهی «حمد»یم
شکر است خدا را، ما عاشق چشمیم
چشمی که به آن هم ما سلسله بندیم.
گفتیم به «سُرمه» منْشین به چشمش
چَشمَش همه «حلوا»ست باید بپسندیم
رسم است که «عاشق» رنجی بکشد شب
هر روز همین است در چونُ و چندیم؟
بازار شلوغ است او بی خبر از ما
ما هم همه اویم از خویش که طردیم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
امتداد جو.
بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
«سرمه و حلوا» از درد شکستیم و چنین دردمندیم شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم حال دل ما هست در سوز
سُرمه و حلوا (1).mp3
زمان:
حجم:
4.2M
از درد شکستیم و چنین دردمندیم
شیرین سخن از قهوه و از حبهی قندیم
حال دل ما هست در سوز و گدازت
تنهایی ساحل، در جذبهی مدیم
ای کاش بدانی «ما» یک نفریم، «من»!
دل به تو بستیم، واگویهی «حمد»یم
شکر است خدا را، ما عاشق چشمیم
چشمی که به آن هم ما سلسله بندیم.
گفتیم به «سُرمه» منْشین به چشمش
چَشمَش همه «حلوا»ست باید بپسندیم
رسم است که «عاشق» رنجی بکشد شب
هر روز همین است در چونُ و چندیم؟
بازار شلوغ است او بی خبر از ما
ما هم همه اویم از خویش که طردیم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo