eitaa logo
امتداد جو. بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
168 دنبال‌کننده
470 عکس
242 ویدیو
33 فایل
شعر. یادداشت. داستانک.
مشاهده در ایتا
دانلود
خودم، افتاده ام به دست یهودا! زبانم پر از زلیخا! چشمانم پر از یعقوب! و نمی شنوم صدای تو را، نه از چاه، نه از زندان، نه از نیل، بگو: تو کجایی، یوسف!؟ (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
محبوب دل دریا شد آن کشتی که جهت را گم کرد. (عزیزالله محمدی) @Emteadajo
تو برو، خیالت از آهِ من راحت؛ من آن را خواهم کشید چه فرق می کند با حسرت، یا که با نفرت! آه، آه است و سینه می گدازد. این همه شاعر، اما! گفت فقط مولانا: ای ساکن جان من، آخر به کجا رفتی!؟ (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
زنگ مجازی_ جنگ ترکیبی استیلای اطلاعات و مهار روانی جوامع به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو) ✅سیطره ✅انحراف ✅تبلیغات ✅تقابل ✅آرایش اطلاعات ✅هسته نظامی روزنامه کیهان، شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸) لینک مطلب: https://kayhan.ir/fa/news/299216 لینک کانال: @Emtedadjo
خیال کن تُنگ آب را آب! گر چه آب است؛ اما! ماهی را خواهد کشت از سَر اگر بگذرد!!؟؟؟ و!.. حد گل با لحن بلبل شعر می شود؛ ورنه جنگل از قار قار کلاغ پُر است. (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
شب! ای راز نشسته در خواب من، تو را افشا می کنم اگر تکرار نکنی رویای او را بر من. روزها می گذرند؛ اما! چه کنم با شب!!!؟ (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
شب مزرعه است و روز یک داس بی رحم. شب! خیال در وسعت آرزو می کارم و روز! این داسِ گم کرده مروّت دِرو می کند هرچه خیال را (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
اسمت به بزرگی یک «ایل» است چگونه فراموشت کنم؟ عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
حرف که می زنی، دلم! می شکند «فَرقِ سرم» که چیزی نیست.! راحت باش! سنگ بزن. ـ زور سنگ نداری اگر قبول! حرف بزن. دل! شکسته اش هم برای توست. عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
قانع شدم! از همه چیز گذشتم. فقط! یک قدم یک کلام یک نگاه یک سلام تمام چیزی هست که از تو می خواهم عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
«چند کتاب» بود هر چه می خواستم به تو بگویم. نخواستی! نشد! از آن همه فقط یک کلمه بیش نمانده «سکوت» !!! عزیزالله محمدی @Emtedadjo
48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در آینه باید بگویم از خودم وقتی که تنها می شوم پشت خودم پنهان ولی، در آینه جا می شوم در آینه شخصی که هست غیر از من است قطعا تویی چون من که نَجوا می شوم با تو کمی از خون‌ودل از جور و ظلم از شیوه عاشق کشی، درگیر معنا می شوم در آینه فقط تویی من غرق در خون خودم مشغول زخم بی دلیل، گِرداب دریا می شوم افتاده ام در سلسله، در چَرخم و در وِل وِله گاهی به سمت و سوی تو، گاهی به صحرا می شوم ای آینه رحمی بکن، نجوا خودش دیوانگیست تنها شدم، تنها شدم، تنها مُعَما می شوم حرفی میان ما ولی، پنهان و بی سامان شده دائم برای گفتنش در شک و اما می شوم ورد زبانم می شود هر لحظه درس زندگی عاشق شدن، عاشق شدن ، پنهان و پیدا می شوم رویت چو ماه چهارده است؛ آنکس که در آینه ای! شیدا منم ، رویا تویی، مجنونِ لیلا می شوم ای مرحبا بر آینه، اینک مرا تا عمق خود برده برای دیدنت، من «خود» به حاشا می شوم اینک تویی، ماضی تویی، فردا اگر آید به ما فردا تویی، فردا تویی، من با تو زیبا می شوم دستم بگیر، پایم بگیر، هم چشم و هم جانم بگیر دل را فقط بر من ببخش، بی دل کجا جا می شوم!؟ عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo