eitaa logo
امتداد جو. بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
168 دنبال‌کننده
470 عکس
242 ویدیو
33 فایل
شعر. یادداشت. داستانک.
مشاهده در ایتا
دانلود
بی دل کجا جا می شوم؟.mp3
زمان: حجم: 7.9M
در آینه باید بگویم از خودم وقتی که تنها می شوم پشت خودم پنهان ولی، در آینه جا می شوم در آینه شخصی که هست غیر از من است قطعا تویی چون من که نَجوا می شوم با تو کمی از خون‌ودل از جور و ظلم از شیوه عاشق کشی، درگیر معنا می شوم در آینه فقط تویی من غرق در خون خودم مشغول زخم بی دلیل، گِرداب دریا می شوم افتاده ام در سلسله، در چَرخم و در وِل وِله گاهی به سمت و سوی تو، گاهی به صحرا می شوم ای آینه رحمی بکن، نجوا خودش دیوانگیست تنها شدم، تنها شدم، تنها مُعَما می شوم حرفی میان ما ولی، پنهان و بی سامان شده دائم برای گفتنش در شک و اما می شوم ورد زبانم می شود هر لحظه درس زندگی عاشق شدن، عاشق شدن ، پنهان و پیدا می شوم رویت چو ماه چهارده است؛ آنکس که در آینه ای! شیدا منم ، رویا تویی، مجنونِ لیلا می شوم ای مرحبا بر آینه، اینک مرا تا عمق خود برده برای دیدنت، من «خود» به حاشا می شوم اینک تویی، ماضی تویی، فردا اگر آید به ما فردا تویی، فردا تویی، من با تو زیبا می شوم دستم بگیر، پایم بگیر، هم چشم و هم جانم بگیر دل را فقط بر من ببخش، بی دل کجا جا می شوم!؟ عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
خدا شاعر و تمام نویسنده ها به سکوت راضیند؛ وقتی قفسه ها پر شده اند از کتاب و حرفی نمانده باقی. (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
قصه از آنجایی شروع شد که یوسف از خواب پرید! ورنه! ماه و خورشید و ستاره ها می دانستند؛ مصر و عزیز، خواب است؛ و گرگها! تا پیرآهن، بیدار. (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
بیایید دوباره دعا کنیم: شاید! کلمه ای، شعری، یا که حرفی را هنوز، خدا نگفته باشد. ✳️✳️✳️ ما هر کدام، زاده یک زمزمه هستیم. (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
از ایل خورشید بود آنکه نگاهش سوزاند؛ . . . شرح صاعقه را، آنکه خورده باشد می داند! (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آسمان به اندازه بالِ یک پرواز هم نیست! وقتی که زمین، جای خیال شعر و آزادیست. (عزیزالله محمدی) @Emtedadjo
82.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گیرم که نگویم عاشقم، رنگ پریده را چه کنم!؟ اشکِ ناغافل، آه سرد، این دو دیده را چه کنم!؟ هر شب تو می خوابی، من تا به سحر بیدار این درد را، درد افتاده به سینه را چه کنم!؟ شعر پشت شعر، غزل یا سپید، فرق نمی کند زیاد می شود حرف، مثنوی، قصیده را چه کنم؟ خسته می شوم گاه، گاه!خسته از ندیدنت من این جان، جان به لب رسیده را چه کنم؟ کوچه، خیابان، تا به انتهای شهر می روم نیستی، نمی بینمت، پرنده پریده را چه کنم؟ عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
پرنده پریده ۲.mp3
زمان: حجم: 4.8M
گیرم که نگویم عاشقم، رنگ پریده را چه کنم!؟ اشکِ ناغافل، آه سرد، این دو دیده را چه کنم!؟ هر شب تو می خوابی، من تا به سحر بیدار این درد را، درد افتاده به سینه را چه کنم!؟ شعر پشت شعر، غزل یا سپید، فرق نمی کند زیاد می شود حرف، مثنوی، قصیده را چه کنم؟ خسته می شوم گاه، گاه!خسته از ندیدنت من این جان، جان به لب رسیده را چه کنم؟ کوچه، خیابان، تا به انتهای شهر می روم نیستی، نمی بینمت، پرنده پریده را چه کنم؟ عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
پرنده ها پروازشان تاخیر دارد زمستان از کول درختها بالا رفته شب! با پای بلند خود قدم در بی خوابی من گذاشته و این تئاتر که تو روی صحنه فقط برای من بازی می کنی تمام نمی شود؛ کارگردان منم عاشق نباشی! صحنه عوض می شود و تو! شاید نتوانی روی پای بلند شب مرا بخوابانی. عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo پی نوشت: قطعه ای از مجموعه «من امتدادم را می جویم» انتشارات عادیات۱۳۸۲
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام دوستان و همراهان عزیز: ظهر گاه شما بخیر. این موسیقی زیبا را از گروه "وتر"بشنوید، لذت ببرید و با اندیشیدن در مفهوم «عشق» همراه شوید. @Emtedadjo
کتابی هستم که بارها خوانده ای مرا ولی غربت یعنی: نشستن کنار کتابهای دیگر و یعنی: دیگر مرا نخواهی خواند. *** من! صفحه آخر هیچ کتابی را نمی خوانم تا... عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
جهان را فرض می کنم بدون حرف زدن -دهان نداریم اصلا! و کلمه ها در تابوتی از سکوت که میخی از عدم بر آن خورده دفن می شوند و کلمه ها متعفن و ورم کرده نعش خود را به گور خاموشی می برند و ما خروارها نگاه روی جنازه ی آنها دوخته ایم؛ و نگاههایمان سرد می شود، تا کلمه ها را فراموش کنیم حتی اگر گفته باشیم: عاشقیم. عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo