خدا
شاعر
و تمام نویسنده ها
به سکوت راضیند؛
وقتی قفسه ها پر شده اند از کتاب
و حرفی نمانده باقی.
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
قصه از آنجایی شروع شد
که یوسف از خواب پرید!
ورنه! ماه و خورشید و ستاره ها می دانستند؛
مصر و عزیز، خواب است؛
و گرگها!
تا پیرآهن، بیدار.
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
بیایید دوباره دعا کنیم:
شاید! کلمه ای،
شعری،
یا که حرفی را هنوز، خدا نگفته باشد.
✳️✳️✳️
ما هر کدام، زاده یک زمزمه هستیم.
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
از ایل خورشید بود
آنکه نگاهش سوزاند؛
.
.
.
شرح صاعقه را، آنکه خورده باشد می داند!
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آسمان به اندازه بالِ یک پرواز هم نیست!
وقتی که زمین،
جای خیال
شعر
و آزادیست.
(عزیزالله محمدی)
@Emtedadjo
#قطعه_موسیقی_ویلیام_خنو
82.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گیرم که نگویم عاشقم، رنگ پریده را چه کنم!؟
اشکِ ناغافل، آه سرد، این دو دیده را چه کنم!؟
هر شب تو می خوابی، من تا به سحر بیدار
این درد را، درد افتاده به سینه را چه کنم!؟
شعر پشت شعر، غزل یا سپید، فرق نمی کند
زیاد می شود حرف، مثنوی، قصیده را چه کنم؟
خسته می شوم گاه، گاه!خسته از ندیدنت
من این جان، جان به لب رسیده را چه کنم؟
کوچه، خیابان، تا به انتهای شهر می روم
نیستی، نمی بینمت، پرنده پریده را چه کنم؟
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
پرنده پریده ۲.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
گیرم که نگویم عاشقم، رنگ پریده را چه کنم!؟
اشکِ ناغافل، آه سرد، این دو دیده را چه کنم!؟
هر شب تو می خوابی، من تا به سحر بیدار
این درد را، درد افتاده به سینه را چه کنم!؟
شعر پشت شعر، غزل یا سپید، فرق نمی کند
زیاد می شود حرف، مثنوی، قصیده را چه کنم؟
خسته می شوم گاه، گاه!خسته از ندیدنت
من این جان، جان به لب رسیده را چه کنم؟
کوچه، خیابان، تا به انتهای شهر می روم
نیستی، نمی بینمت، پرنده پریده را چه کنم؟
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
پرنده ها پروازشان تاخیر دارد
زمستان از کول درختها بالا رفته
شب! با پای بلند خود
قدم در بی خوابی من گذاشته
و این تئاتر
که تو روی صحنه
فقط برای من بازی می کنی
تمام نمی شود؛
کارگردان منم
عاشق نباشی!
صحنه عوض می شود
و تو! شاید نتوانی
روی پای بلند شب
مرا بخوابانی.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
پی نوشت:
قطعه ای از مجموعه «من امتدادم را می جویم» انتشارات عادیات۱۳۸۲
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام دوستان و همراهان عزیز:
ظهر گاه شما بخیر.
این موسیقی زیبا را از گروه "وتر"بشنوید، لذت ببرید و با اندیشیدن در مفهوم «عشق» همراه شوید.
@Emtedadjo
کتابی هستم که بارها خوانده ای مرا
ولی غربت یعنی: نشستن کنار کتابهای دیگر
و یعنی: دیگر مرا نخواهی خواند.
***
من! صفحه آخر هیچ کتابی را نمی خوانم
تا...
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
جهان را فرض می کنم بدون حرف زدن
-دهان نداریم اصلا!
و کلمه ها در تابوتی از سکوت که میخی از عدم بر آن خورده دفن می شوند
و کلمه ها متعفن و ورم کرده
نعش خود را به گور خاموشی می برند
و ما خروارها نگاه روی جنازه ی آنها دوخته ایم؛
و نگاههایمان سرد می شود،
تا کلمه ها را فراموش کنیم
حتی اگر گفته باشیم: عاشقیم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
ما مکشوف کسی خواهیم شد
و او شاید در جستجوی گنجی باشد!
-ما عاشق بودیم
با تمام واژه هایی که در سینه نگاه داشتیم؛
و عشق را پنهان...
و او قرنها بعد شاعر خواهد شد:
با تمام واژه هایی که ما در سینه نگاه داشتیم؛
و عشق را پنهان.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo