- هرگاه به تو می رسم از پا می افتم
- هر گاه به من می رسی از نفس!
سهم «آینه» از «آینه» تکرار خویشتن است؛
خروش تو در مقابل سکوت من.
عزیزالله محمدی (امتدادجو)
@Emtedadjo
توی خیابان حجمی از تو
مثل سوزن
درون انبار کاه
و شهر!
پر از من
که به دنبالت می گردد.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
می ترسم از روزی که نباشم
و نباشد کسی که نام تو را، تکرار کند؛
تکرار شود ای کاش! تا که من زنده ام،
نام تو
هزار بار
در یک نفسِ من.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
مثل افعی
روی گنج فراعنه
چمبره زده ای
روی قصه های هر شبم
✳️✳️✳️
طلسم شده زبانم
و، آه!
نگاهت...
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
برخیز و بیا بُتا برای دلِ ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند، از گِل ما
#حکیم_عمر_خیام
@Emtedadjo
از «جمعه ها» بگذریم!
بهانه ای شده برای نیامدنت
و «شنبه ها»!
بیشتر دلتنگت می شوم
-مثل ...
عصر جمعه ها!!!
عزیزا... محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
چه فرق می کند
کیش بدهی
یا که مات شوی!
شاه و سرباز، هر دو به یک قاعده می میرند
وقتی که «بازی» یعنی:
پایان.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
برگرد
هر ثانیه که نیستی
یک«من» به واژه می آویزد خودش را
گورستان شعر هم پر شده
و شاعر خودش را نبش قبر می کند.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«همیشه نیستم»
به چشمانت قسم، آشنائیم، غریبه نیستم
هر مژه ات یک ایل، حریف قبیله نیستم
بر سر رحم بیا، این چه نگاه است می کنی؟
خیال کن شیشه ام ولی، کتیبه نیستم
تو ای حادثه ی پنهان در من، تو ای محشر
بپیچ و بگرد در این آغاز، خاتمه نیستم
سرشارم از هستی عشق، سرشار از جوشش
عاشقم، دِیر، مسجد، کلیسا، کَنیسه نیستم
در ثانیه زیسته ام از بس که عشق زیباست
سالهاست که چنینم، سالهاست کبیسه نیستم
صداقت نیست این همه شعر؟ باز می گویم!
ایلیاتی ام، ساده تر از چشمه، دسیسه نیستم
بغضی نشسته در گلویم دائم مثل آب انار
به نگاهی به هم می ریزم، اسیر کینه نیستم
گیرم تو پهلوان، اصلا تو رستم، تو حتی سهراب
چه کنم با عشق؟ با منی که تهمینه نیستم!
روبه روی خودم ایستاده «منی» چون «تو»
تو منی؟ من توأم؟ تویی! من آیینه نیستم.
بگذار این دلم به حال خودش باشد، غم مخور
خوب می شود خودش من اهل پینه نیستم
تو هر کجا باشی، من! همانجا! خواب، بیدار
نگو نمی شود، نگو! با تو من، قرینه نیستم
هوایی هست در سرم که به رفتن قانعم
«راز»ی شده ام آشکار! آه! در سینه نیستم
به من نگاه کن! چون عقربه می چرخم ولی
روز نه! ساعت نه! ثانیه نه، دقیقه نیستم
شده ام باران، شده ام رود، دریا، اقیانوس
قایقی که می رود، می رود «همیشه» نیستم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
همیشه نیستم.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
«همیشه نیستم»
به چشمانت قسم، آشنائیم، غریبه نیستم
هر مژه ات یک ایل، حریف قبیله نیستم
بر سر رحم بیا، این چه نگاه است می کنی؟
خیال کن شیشه ام ولی، کتیبه نیستم
تو ای حادثه ی پنهان در من، تو ای محشر
بپیچ و بگرد در این آغاز، خاتمه نیستم
سرشارم از هستی عشق، سرشار از جوشش
عاشقم، دِیر، مسجد، کلیسا، کَنیسه نیستم
در ثانیه زیسته ام از بس که عشق زیباست
سالهاست که چنینم، سالهاست کبیسه نیستم
صداقت نیست این همه شعر؟ باز می گویم!
ایلیاتی ام، ساده تر از چشمه، دسیسه نیستم
بغضی نشسته در گلویم دائم مثل آب انار
به نگاهی به هم می ریزم، اسیر کینه نیستم
گیرم تو پهلوان، اصلا تو رستم، تو حتی سهراب
چه کنم با عشق؟ با منی که تهمینه نیستم!
روبه روی خودم ایستاده «منی» چون «تو»
تو منی؟ من توأم؟ تویی! من آیینه نیستم.
بگذار این دلم به حال خودش باشد، غم مخور
خوب می شود خودش من اهل پینه نیستم
تو هر کجا باشی، من! همانجا! خواب، بیدار
نگو نمی شود، نگو! با تو من، قرینه نیستم
هوایی هست در سرم که به رفتن قانعم
«راز»ی شده ام آشکار! آه! در سینه نیستم
به من نگاه کن! چون عقربه می چرخم ولی
روز نه! ساعت نه! ثانیه نه، دقیقه نیستم
شده ام باران، شده ام رود، دریا، اقیانوس
قایقی که می رود، می رود «همیشه» نیستم.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
یک پیشنهاد دوستانه:
✅کاربردی و خاص عصرگاهی برای رهایی از ترافیک زجرآور.
«ایستگاه استودیو هشت»
به قلم عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه جام جم، سه شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳ بخش رسانه صفحه ۷
لینک مطلب:
https://www.jamejamdaily.ir/Newspaper/item/247715
لینک کانال:
@Emtedadjo
هوای گریه داریم؛ اما!
سهممان از شانه های هم، فقط!
چهار گوشه تابوت است.
وقتی که زبان به لا...
لا...
و لا...باز می کنیم، برای فهمِ هم.
افهم!...
عزیزا... محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo