«سلام ای...»
صبح است و جمعه باز آغاز روز دیگر است
فتنه ها بزرگتر از دیروز، «زیور» و «زر» است
شعر انتظار رونقاش چنین و چنان
مرد انتظار! تا به کی امان! الامان!؟
ما جهان را با حضورت ترسیم کردیم
گفته ایم به «قدس» که باز می گردیم
اینجا در سینه چقدر شوق و امید داریم
هزار عشق، هزار ، هزار، شهید داریم
«سوریه» رفت، رفت که ما به خویش بازگردیم
یمن هست راه به اسرائیل سخت می بندیم
چنان ما بی تاب دقیقه های ظهور هستیم
چنان ما مشتاق به روی ماه و نور هستیم
چنان پیچیده بویت در همه انفاس جهان
چنان مشتاق رویت این همه«ناس» جهان
می رویم این بار کار با نام تو تمام کنیم
فریاد بزنیم « مهدی» تا به تو سلام کنیم
می رویم کربلا این بارتکرار نشود در زمین
می رویم پیوند بزنیم قدس را بر یقین
می رویم دوباره بال و پر بگیرد انسان
می رویم دوباره از سر بگیرد انسان
عشق را به سمت آسمان دوخته اند از ازل
شعر گاهی مثنوی می شود خارج از غزل
من میان این همه واژه«تو» را دوست دارم
من میان این همه ساده«تو» را دوست دارم
من دل بسته به صحرا شده ام در غروب
من وابسته به فردا شده ام در غروب
تو به دعا برده ای دست که ظهور شود
تو به بلا برده ای دست که دور شود
سلام ای جانم که جهانم را تدبیر می کنی
بگو می آیی آیا؟ شعر مرا تصویر می کنی؟
سلام ای مرد که قرنها در پی ات دویده ام
سلام ای مرد که بارها تو را به حتم دیده ام
چهره از پرده برکش، شب شده تمام لحظهها
گریه امان بریده رفته از لب تمام خنده ها
گل همه در باغ نیست و بستان نیستان است
به ما می گویند که تو هم اسمت داستان است
آینه ها در غبار رنگ انکار به خود می گیرند
عاشقانه ها در فراق از درد زود می میرند
ما در فراق ندبه خوان و سینه چون سپر داریم
جان مان اگر کم است قربان تو سر داریم
به محسن که لبش تشنه حجت شد برای ما
به قاسم که انگشترش غیرت شد برای ما
به آن سید که داغ دل شد تا ابد برای ما
به یحیی که تندیس و سند شد برای ما
به آن شهیدان حرم که مدافع زینب بودند
به آن شهیدان حرم که سلاطین ادب بودند
بیا که تاب و توانمان از طاق خارج است
بیا که کینه از عشق در جهان رایج است
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
زنگ مجازی_جنگ ترکیبی
«رسانههای ماکیاولی شکگرایی سالم»
به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، شنبه۸ دی ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸)
لینک:
https://kayhan.ir/fa/news/302562
✅TRTترکیه
✅قومیت گرایی.
✅کریدور زنگزور
✅شبکه تلویزیونی «جم»
✅سوریه
✅ایجاد ابهام
✅جولانی و شورشیان
✅«چند فرهنگی»
✅عراق_ افغانستان
✅حوزه سیاست
✅ماکیاولی
✅حوزه سیاست و دروغ
✅دموکراسی و تحول خواهی
✅وعده صادق ۳_یمن
کانال:
@Emtedadjo
فرهنگ مقاومت
«بازخوانی عملیات موفق پدافندارتش در دفاع مقدس»
به کوشش و تنظیم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳ صفحه ۶
✅گفتگوی اختصاصی با امیر، سرتیپ براتعلی غلامی.
لینک گفتگو:
https://kayhan.ir/fa/news/302645
لینک کانال:
@Emtedadjo
هدایت شده از کیهان آنلاین
در گفتوگو با امیرسرتیپ براتعلی غلامی بررسی شد
🔰 بازخوانی عملیات موفق پدافند ارتش در دفــاع مقــدس
👤 #عزیزالله_محمدی
🔻پرسش ابتدائی ما از «امیر، سرتیپ براتعلی غلامی» درخصوص توان دفاعی ایران در دوران دفاع مقدس و مقایسه آن با توان دفاعی فعلی بود که نکات قابل توجه و مصادیق عینی را با تمثیل قرار دادن حادثه سایت راداری سوباشی مطرح کردند:
🔸من میخواهم سوباشی را از ریشه اصلی تعریف کنم؛ در حدود دو یا سه ماه قبل از اینکه عملیات مرصاد انجام بشود؛ شهید ستاری من را به دفترشان خواستند. شغل من در آن زمان چه بود؟ من مدیر پدافند هوایی معاونت عملیاتی نهاجا بودم. تا آن زمان، یعنی شهید بابایی یک مدیریت عملیات داشت؛ معاونت عملیات یک مدیریت، که پدافند هم یک بخش کوچکی از آن بود؛ ولی شهید بابایی آمدند مدیریت عملیات را دو بخش جدا یعنی «آفند» و «پدافند» درست کردند که برای آفند شهید اردستانی و برای پدافند، من را گذاشتند.
🔸آنجا در ضمن اینکه من مدیر پدافند معاونت عملیات بودم، فرمانده قرارگاه فجر هم بودم. شما هم الان باید بدانید که قرارگاه فجر چه هست. در طول جنگ ما یک قرارگاه داشتیم به نام «قرارگاه رعد» شهید بابایی قبل از شهادتشان با وجود اینکه همه ناراضی بودند و البته هم من و هم شهید اردستانی هم ناراضی بودیم؛ اصرار کردند این قرارگاه را دو بخش جدا ازهم درست کنند؛ یک بخش آفند یک بخش پدافندکه پدافند به نام «قرارگاه فجر» شد و بنده مسئول آن بودم و قسمت آفند به نام «قرارگاه کوثر» که شهید اردستانی مسئول بود.
🔸نمیدانم ایشان منظورشان چه بود و چرا اینکار را کردند؛ یکی اینکه قبل از اینکه شهید بشوند مدیریت پدافند در معاونت عملیاتی نیرو هوایی تشکیل دادند و یکی هم قرارگاه را به دو بخش جدا از هم تبدیل کردند که در آن مقطع من، هم مدیر پدافند بودم و هم فرمانده قرارگاه فجر.
🔻وظیفه «قرارگاه رعد» دقیقا چه مواردی بود و تامین وپشتیبانی آن چگون صورت میگرفت؟
🔸«قرارگاه رعد» کاری به داخل ایران نداشت، داخل ایران با پدافند هوایی بود که فرماندهاش سرور عزیزمان جناب آقای یمینی بودند و در داخل، یگان ما در قرارگاه رعد فقط نیروهای سطحی را پشتیبانی میکردند؛ جایی که نیروهای ما با نیروهای دشمن درگیر میشدند ما از آنها پشتیبانی میکردیم. این قرارگاه تحت کنترل قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء بود و در همه حال کمک حال قرار گاه خاتم الانبیاء هر چیزی که نیازمندی داشت فراهم میکرد...
🔻شیوه و عملکرد شما با توجه به ماهیت تغییر تاکتیک تهاجمهای هوایی دشمن چگونه بود؟
🔸روش ما به این شکل بود که به محض اینکه شلیک میکردیم؛ بلافاصله سایت مان را عوض میکردیم و همان روز همین نزدیکای غروب آفتاب سایت را عوض کردیم؛ آمدیم چارزبر. رئیس عملیات ما در آن زمان افسری بود توانا، شجاع و قدرتمند به نام مرآتی. آقای مرآتی رفت این سایت را جمع و جور کرد و بعد گذاشت در چارزبر.
https://kayhan.ir/001GjN
@Kayhan_online
زنگ مجاز_ جنگ ترکیبی
«افسانه عینیگرایی رسانههای معاند و اینستاگرام»
به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، شنبه، ۱۵ دی ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸)
✅سرعت تحولات جهانی.
✅تکنیک های عملیات روانی.
✅فضای فرهیختگی.
✅چینش خبر.
✅ابزار کشف دروغ.
✅کشف حقیقت.
✅نظام های رسانه ای.
✅تضاد و دوگانگی.
✅افسانه عینی گرایی.
✅رسانه های عینی گرا.
لینک مطلب:
https://kayhan.ir/fa/news/303056
لینک کانال:
@Emtedadjo
312.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«دستان؛ پنجره ای رو به شعر وموسیقی»
گفتگوی اختصاصی«عزیزالله محمدی» با «رسول نجفیان»
روزنامه جام جم، شنبه ۱۵دی،قاب کوچک صفحه سه.
لینک مطلب:
https://www.jamejamdaily.ir/?nid=6949&pid=3&type=7
لینک کانال:
@Emtedadjo
زنگ مجازی_جنگ ترکیبی
«رسانه های معاند و خلق شناخت مطلوب»
به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو)
روزنامه کیهان، شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۳ صفحه تصویر روز(۸)
لینک مطلب:
https://kayhan.ir/fa/news/303547
✅اهمیت کلمه.
✅استهزاء و تمسخر.
✅شخصیت سازی.
✅تصغیر.
✅آشوب های اجتماعی.
✅نیروی گمراه کننده.
✅ارزشهای مشترک.
✅شناخت مطلوب.
✅تحولات خطرناک
لینک کانال:
@Emtedadjo
زمان:
حجم:
4.3M
گفتگوی عصر جمعه
در گفتگوی من با عصر جمعه چنین گذشت
جمعه ایستاده بود و دل من، غمین گذشت
نیامد دوباره مسافری که قرنهاست رفته
جمعه غریب بود و ثانیه در کمین گذشت
عیب می کنند ما را به جرم عاشقی جانم
این همه نیامدی باز هم همین گذشت
تکرار می کند سال به سال گردش اش را
پروانه دور خورشید از زمین گذشت
عشق مرتبه دارد فراوان از بودن
عشق باوریست دیدم از یقین گذشت
تو میان دعای من مانده ای یا جهان کم است!؟
سلیمان هم از خاتم هم از نگین گذشت
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
4_5776305334616332223.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
«عشق چون گسل است»
ای کاش بگویی که عشق ساده و سامانی نیست
ای کاش بدانی که عشق اهل زمستانی نیست
عشق از تب داغ ظهری می آید که آفتاب
خودش می سوزد اما لبش زندانی نیست
عشق در حسرت دو نگاه به هم گُل می کند
حسرت، دو نگاه داغ است و پنهانی نیست
فاش افتاده راز سینه به دست یک قاضی
حکم می دهی که این عشق انسانی نیست؟
اقتضای من است شیفته به روی تو شدن
می کِشی هر سو و این رسمِ قربانی نیست.
آب نه! ذره ای از آن مهر و از آن نفس که داری
کافیست برای این تن که درش جانی نیست
نگفته ای که کافری یا که سنگ تر از سنگ
هر چه هست مهرت شبیه مسلمانی نیست
به شلاقی از زبان و از نگاه و از قهر
می زنی و می رانی و این ویرانی نیست؟
باز می شود گاهی زبانم به واژه ای چون «آه»
«آه» می کشم با تبی که بر آن درمانی نیست
دشت نیست این سینه؟ می روی در آن به هر سو!
گاه فکر می کنم رفته ای، گاهِ دگر «جیرانی» نیست.
من به کجا بخرم عشوه و ناز به هر دلیل اینجا
جز تو در این بازار دیدم که دکانی نیست
عشق چون گُسل است در رگهای زیرین زمین
تکان بخورد! عالم چیزی به جز «حیرانی» نیست
عزیزاللّه محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
57.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«عشق چون گسل است»
ای کاش بگویی که عشق ساده و سامانی نیست
ای کاش بدانی که عشق اهل زمستانی نیست
عشق از تب داغ ظهری می آید که آفتاب
خودش می سوزد اما لبش زندانی نیست
عشق در حسرت دو نگاه به هم گُل می کند
حسرت، دو نگاه داغ است و پنهانی نیست
فاش افتاده راز سینه به دست یک قاضی
حکم می دهی که این عشق انسانی نیست؟
اقتضای من است شیفته به روی تو شدن
می کِشی هر سو و این رسمِ قربانی نیست.
آب نه! ذره ای از آن مهر و از آن نفس که داری
کافیست برای این تن که درش جانی نیست
نگفته ای که کافری یا که سنگ تر از سنگ
هر چه هست مهرت شبیه مسلمانی نیست
به شلاقی از زبان و از نگاه و از قهر
می زنی و می رانی و این ویرانی نیست؟
باز می شود گاهی زبانم به واژه ای چون «آه»
«آه» می کشم با تبی که بر آن درمانی نیست
دشت نیست این سینه؟ می روی در آن به هر سو!
گاه فکر می کنم رفته ای، گاهِ دگر «جیرانی» نیست.
من به کجا بخرم عشوه و ناز به هر دلیل اینجا
جز تو در این بازار دیدم که دکانی نیست
عشق چون گُسل است در رگهای زیرین زمین
تکان بخورد! عالم چیزی به جز «حیرانی» نیست
عزیزاللّه محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo
آن راز که آن شب بر گوش مکه خوانده شد
زخمی به تن سنگ و چوب و کعبه مانده شد
برداشت کعبه تَرَک از حُسن او چون مجنون
بر گِرد خویش گشت و شیطان رانده شد.
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
@Emtedadjo