eitaa logo
امتداد جو. بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
169 دنبال‌کننده
470 عکس
242 ویدیو
33 فایل
شعر. یادداشت. داستانک.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم🇮🇷 ملت ایران در این جنگ تحمیلی اخیر کار بزرگی انجام داد ؛ رهبر معظم انقلاب فرهیخته ارجمند سلام علیکم؛ با احترام از جنابعالی دعوت می‌شود در آیین افتتاحیه نمایشگاه عکس ۱۲ روز ایران که با همکاری دستگاه‌های فرهنگی هنری و رسانه کشور و با هدف روایت مستند، تصویری و هنرمندانه از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران از نگاه عکاسان و شهروندان به منظور ثبت و انتقال تجربیاتی که به صورت ملی و بین المللی برگزار می‌گردد ،شرکت فرمایید. 🔸زمان :دوشنیه 24 شهریورماه ساعت 16 🔸مکان :تهران خیابان ولیعصر (عج) فرهنگستان هنر با تشکر ✅دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی دکتر د‌اود عامری @Emtedadjo
دوستان عزیز و گرانقدر هنرمند: لطفا اگر از همه موقعیتهای آن ۱۲ روز عکسی ثبت شده در ابعاد مختلف( جستجو، انتظار، سوگواری، دیدار با مسئولین، برنامه های رسانه ای و...) دارا هستید؛ حتما ابتدا با بنده مشورت و سپس در صورت کسب نتیجه مشترک به دبیرخانه ارسال داشته باشیم.🙏🌸🙏🌸🤚
209.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف را زدم! صدا را زدم! فریاد را زدم! حالا همین یک «نفس» مانده که چنین نفس، نفس می زنم: عزیز من! عزیز من! عزیزمن...! عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
دیدگاه دوست و برادر عزیزم استاد محترم دانشگاه و جامعه شناس، جناب آقای عابدین عابدی زاده در خصوص مطلب «امت قرن بیست و یکم والا پیامبر(ص):👇👇👇👇 در پاسخ به برادر عزیز، جناب آقای محمدی(امتدادجو) آقای محمدی، در نوشته‌ات داغ دل یک امت را فریاد کردی؛ امتی که نام محمد (ص) را بر زبان دارد، اما راه او را در کوچه‌های بی‌عدالتی گم کرده است. من در میان سطرهایت، صدای بغض یک تاریخ را شنیدم؛ تاریخی که از بدر و احد تا حلب و غزه کشیده شده است. اما از نگاه منِ جامعه‌شناس، رنج امروز ما تنها در بیرون نیست؛ تنها در بمب‌های صهیون یا سیاست‌های ابلیسِ مدرن خلاصه نمی‌شود. رنج اصلی ما در گسست درونی امت است: ما دیگر «ما» نیستیم. آنچه باید پیکر واحد باشد، به قطعات پراکنده بدل شده است؛ هر تکه دردی دارد، اما دردها به هم نمی‌پیوندند. نام پیامبر، همان‌طور که گفتی، از مناره‌ها شنیده می‌شود؛ اما وقتی از آن نام سپر می‌سازیم برای طمع یا قدرت، در حقیقت او را دوباره غریب می‌کنیم. غریبی امروز پیامبر، نه در کوچه‌های مکه، که در خیابان‌های مدرن است؛ خیابان‌هایی پر از تکنولوژی و خالی از همبستگی. تو نوشتی: ما فراموشت می‌کنیم، تو فراموشمان نکن. و این، حقیقتی تلخ است. در علم جامعه‌شناسی این را «آنومی» می‌نامند: وضعیتی که قواعد و ارزش‌های مشترک فرو می‌ریزد و انسان، تنها و بی‌پناه می‌شود. امت ما گرفتار همین بی‌قاعدگی است؛ از وفور دانستن‌ها لبریز است و از معنای زیستن تهی. آری برادر! تو از «یکبار مردن برای پیامبر» نوشتی. من می‌گویم: پیش از مردن، باید یک‌بار دیگر برای او زیست؛ زیستنی که معنا داشته باشد، همبستگی بیافریند، و نام محمد (ص) را نه در مناره‌ها، بلکه در رفتارها فریاد کند. این شاید تنها راه رهایی از غربت قرن بیست‌ویکمی ما باشد.
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤚👇زنگ مجازی -جنگ ترکیبی(ستون ثابت) «پروپاگاندای محاسباتی در ۱۲ روز» ✍به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو) روزنامه کیهان، دوشنبه ۲۴ شهریور۱۴۰۴ صفحه تصویر روز(۸) لینک مطلب: https://kayhan.ir/fa/news/318230 ✅القائات و جذابیتها ✅پروپاگاندای محاسباتی ✅استفاده نظامند از الگوریتمها ✅اجزاء پروپاگاندا ✅اهداف کلان سیاسی ✅ریشه های تاریخی ✅پروپاگاندای سفید، خاکستری، سیاه ✅جهت دهی به افکار و رفتار جمعی کانال @Emtedadjo
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من و جانماز و مهر و تسبیح و ذکر بودیم کمی از خویش رفته بودیم و در فکر بودیم زمین خودش آسمان بود و آسمان یعنی تو ما همه تو بودیم، چند بودیم؟ صفر بودیم! ما به هیچ رسیدیم، جهان همه هیچ بود ما همه یوسف، ما همه ایوب، ما خضر بودیم یک نفر بود آدم، منتشر شد در جهان حوا بعد از آن همه شعر ، شعر، شعر بودیم هر کدام به وزنی، هر کدام یک ردیف یا قافیه هر کدام عاشق، آشنا، هر کدام غیر بودیم غیر هم نشسته در تنهایی در فکر «غیر»ی دیگر مثل عابد، مثل راهب، به کنج دِیر بودیم توبه پشت هم، از سیب و از گندم و از همین حوا اشک می‌شست ما را و مصلوب «خیر»بودیم موسی، عیسی، نوح و ابراهیم و قربانی... فرق نمی کرد اعجاز یا که در بند سِحر بودیم ما همه نیل، ما همه خواب، ما همه گندم بگذریم، ما زلیخا تر از زلیخای مصر بودیم عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo پی نوشت: صوت ویدیو با هدفون و یا ایر پاد شنیده شود.
زلیخاتر از زلیخای ۲.mp3
زمان: حجم: 4.5M
من و جانماز و مهر و تسبیح و ذکر بودیم کمی از خویش رفته بودیم و در فکر بودیم زمین خودش آسمان بود و آسمان یعنی تو ما همه تو بودیم، چند بودیم؟ صفر بودیم! ما به هیچ رسیدیم، جهان همه هیچ بود ما همه یوسف، ما همه ایوب، ما خضر بودیم یک نفر بود آدم، منتشر شد در جهان حوا بعد از آن همه شعر ، شعر، شعر بودیم هر کدام به وزنی، هر کدام یک ردیف یا قافیه هر کدام عاشق، آشنا، هر کدام غیر بودیم غیر هم نشسته در تنهایی در فکر «غیر»ی دیگر مثل عابد، مثل راهب، به کنج دِیر بودیم توبه پشت هم، از سیب و از گندم و از همین حوا اشک می‌شست ما را و مصلوب «خیر»بودیم موسی، عیسی، نوح و ابراهیم و قربانی... فرق نمی کرد اعجاز یا که در بند سِحر بودیم ما همه نیل، ما همه خواب، ما همه گندم بگذریم، ما زلیخا تر از زلیخای مصر بودیم عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو مرا دعوت کن یا من تورا! فرق نمی کند؛ تو حرف بزن یا من حرف بزنم فرق نمی کند؛ تو به من نگاه کن یا من به تو فرق نمی کند؛ تو بگو دوستت دارم یا من برایت بمیرم فرق می کند! فرق می کند روبه روی هم بنشینیم یا پشت به هم فرق می کند حتی شعله آتش سرخ باشد نارنجی یا که آبی بگذار بگویم فرق می کند شب با روز اما! فرق نمی کند تپش‌های قلبم که برای تو می زند تو مرا دعوت کن به مهمانی چشمت به موسیقی حرفت من! شعله خواهم کشید سرخ، نارنجی، آبی و دوباره...سرخ، نارنجی، آبی... عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
به بهانه ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی: هم نشینی «شعر»و«ادب» معاصر: عزیزالله محمدی(امتدادجو) امروز را توی تقویمها تحت عنوان روز شعر و ادب فارسی نام گذاری کردند. و حقیقت اینکه خیلی برایم غیر قابل باور است تا واقعا بتوانم دو واژه «شعر» و «ادب» را امروز با توجه به اوضاع مجامع و محافل به اصطلاح ادبی کنار هم بگذارم. آنگونه که تاریخ ادبیات در اعصار و اقران و ادوار مختلف بیان کرده و به اثبات همگان نیز رسیده، شعر! زبان گویا و فریاد بلند اجتماع بوده که دردها و واگوی های سطوح مختلف اجتماع را بیان می‌کرده و شاعران همواره دارای رسالت پیغمبر گونه برای هدایت جریان فکری جامعه بودند که الحق و الانصاف شاعران پیشین نیز تا تاریخ به اصطلاح معاصر و در زمانی که هیچ گونه ابزار رسانه ای و اطلاع رسانی نبود خوش درخشیدند و به شایستگی می‌توان واژه «ادب» را در کنار واژه «شعر» گذاشت و آن را با مفهوم «ادبیات» تعمیم به همه مسائل اجتماعی داد. اما! تاریخ معاصر را چه شد!؟ چه بلایی بر سر وقار و شان و شخصیت و شعر آمد که به ویژه در نیم قرن اخیر، شعر تبدیل به مامن تنهایی ها و واخوردگی های فردی شاعر شد و چگونه به این مرحله از تاریخ ادبیات رسیده ایم که شعر بجای آنکه زبان گویای اجتماع و دارای رسالت شاعر باشد، تنها به ساختار خودش می اندیشد و تنها! بستر اندیشه های تاریک و به انزوا رفته شاعر است؛ چگونه شد!؟شاعری که رسالتش در پویایی فرهنگ و باروری اندیشه های اجتماعی بود به یکباره در مفاهیم خویش گرایانه و هیچ انگارانه دنیا را سیاه و زندگی را خالی از ارزش و فاقد معیار معرفی می‌کند!؟ اسفبار است که بگویم این طرز اندیشه در شعر امروز بویژه در دو دهه اخیر و ویژه تر از زمانی که باب مراودات شبکه های اجتماعی باز شد به طور وحشتناکی در حال گسترش است و این جریان دقیقا تعمیم به کلیت جامعه پیدا می‌کند و جامعه را دچار رخوت و یاس و نا امیدی و در نهایت خود کمتر بینی و فاقد اعتماد به نفس می‌کند؛قطع یقین بروز و ظهور این عدم وجود اعتماد به نفس در جامعه، قیاس های مع الفارقی را با مجامعی دیگر در کلیه سطوح علمی و فرهنگی و اقتصادی و... بوجود خواهد آورد و حاصل جز به قهقرا رفتن جامعه و بروز مشکلات کلان اجتماعی نخواهد بود. بر این باورم که متاسفانه نگاه تاریک بین و ارائه نقطه های سیاه روانی بعضی از شاعران تراز اول که با نام روشنفکری و اندیشمندانه این کار را می‌کنند جوانان متاثر از آنان را نیز به همان سمت هدایت می‌کند و اسفبارتر اینکه این جوان ونوجوان بی آنکه از عقبه و دغدغه شاعر نامدار آگاه باشد تنها به جهت تفاوت اندیشه شاعر نامدار، در آن سمتی قرار می‌گیرد که نامش روشنفکری است و سریع با تقلید از نمادهای ظاهری و با پیروی از آن اندیشه های تاریک در توهم روشنفکر بودن فرو می‌رود و تلاش بر آن پیدا می‌کند که خود را به هر نحو ممکن در قالب روشنفکر به جامعه عرضه کند؛ صد البته و به طور قطع، پاسخگویی به نیاز این جوان که در «افه روشنفکری» فرو رفته کار آسانی نخواهد بود و کم کم همین موضوع خود به یک چالش اجتماعی جدید تبدیل خواهد شد و پی در پی بر معضلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ... خواهد افزود. با نهایت تاسف باید اذعان کنم که به جز شاعران اندکی که به راحتی قابل شمارش هستند؛ تعهد پیغمبر گونه شاعران در قبال اجتماع و فرهنگ به سمت و سوی افه روشنفکری و جریان معترض تقلیدی که هیچ وقت هم اعتراض آنان را پایانی نیست سوق پیدا کرده و خود این شاعران که با ژست روشنفکری در همه جا مثل قارچ سر در می آوردند در وضعیتی به سر می‌برند که به جز از «هیچ» چیز دیگری در چنته باقی ندارند؛ اما از این جماعت در عجبم که چگونه با چراغ خاموش روشنفکری دائم سعی دارند در جامعه ای که دارای سنت ها و باورها و ارزشهای تاریخی و دینی هست می‌خواهند نسخه های مختلف فکری و رفتاری بپیچند؟ این موضوع به هر نحو جای سوال بزرگی هست که قطعا به این تحلیل نمی‌گنجد و جواب آن را باید در فلسفه و جامعه شناسی جستجو کرد. و در نهایت:نمی‌دانم که با این اوضاع باید از فرا رسیدن روزشعر و ادب فارسی( که امروز شعر از معنای حقیقی و ادیبانه خود فاصله گرفته و به خوبی حتی در موسیقی های انتشار یافته مشهور است) خوشحال باشم و یا از غم عدم رسالت و تعهد اندیشه و قلم شاعرانی که فقط کلاه روشنفکری بر سر دارند بنالم!؟ و نمی‌دانم! که با اوضاع آشفته ای که در جامعه شعری بوجود آمده آیا اصلا هم نشینی دو واژه«شعر»و «ادب» همخوانی با این روزهای شلم شوروای ادبیات دارد یا نه!!!؟ عزیزا... محمدی (امتدادجو) @Emtedadjo‌
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤚👇زنگ مجازی -جنگ ترکیبی(ستون ثابت) «تطبیق نظریه های شناختی با جنگ ۱۲ روزه» ✍به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو) روزنامه کیهان، شنبه ۲۹ شهریور۱۴۰۴ صفحه تصویر روز(۸) لینک مطلب: https://kayhan.ir/fa/news/318507 ✅تعامل نظریه های اجتماعی ✅درگیری‌های مدرن ✅سناریوهای القائی ✅همبستگی جمعی ✅نظریه زبانشناسی ✅رفتار جمعی ✅نظریه وحدت چرخه ای ✅آزمون نظریه های اجتماعی کانال @Emtedadjo