eitaa logo
امتداد جو. بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
168 دنبال‌کننده
470 عکس
242 ویدیو
33 فایل
شعر. یادداشت. داستانک.
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوز از قرار من و تو به بعد، باران نیامده بگو: چگونه فریاد بزنم! خشکی این چشمها را که در انتظارت مانده بشمارم روزها را هفته ها را یا که این همه صد سال را که تکرار می شود؛ با مرگ پیرِمردها تکرار می شود با زخم ها با کهنه دردهای که قرنهاست التیام نمی یابد بیا تو مرا بشمار میان آدمها! عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
417.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کتاب ماهنامه«سرو» منتشر شد. به گزارش خبرگزاری های ایسنا، ایبنا، فارس، مهر، ایکنا، دفاع پرس و ... شماره۸۰ کتاب ماهنامه تخصصی و گفتمانی«سرو» منتشر شد. عزیزان علاقمند می توانند در این شماره مطالب ذیل را به قلم عزیزالله محمدی(امتدادجو) مطالعه فرمایند: ۱- چرخه دیالکتیک و پیامدهای چند وجهی جنگ ۱۲ روزه(زنگ مجازی_جنگ ترکیبی) ۲-تروریسم و حاکمیت سلطه @Emtedadjo
سخنی با تجمع کنندگان مونیخ عزیزالله محمدی(امتدادجو) اصلا ما خودمان را به سادگی و بلاهت می زنیم و آمار تجمع مونیخ به روایت اینترنشنال را با عدد ۲۵۰ هزار نفر باور می کنیم. حتی ارفاق هم می کنیم و ۲۵۰ هزار نفر هم به آن اضافه می کنیم! و حتی بیشتر! تجمعات سایر کشورها را هم جمع می زنیم! آیا به یک میلیون نفر راضی هستید!؟ نه! به دو میلیون نفر که حتما راضی هستید. حالا یک واقعیت را من به شما می گویم؛ با همه این آماری که من الان ساختم یعنی! شما دو‌میلیون نفر، همگی خارج از ایران هستید که یا به میلتان از ایران خارج شدید یا فرار کردید و اسم خودتان را گذاشتید پناهنده. مفهوم پناهنده در همه جای جهان مشخص است و شما تابع قوانین آن کشوری هستید که به آنجا پناهنده شدید. مفهوم مهاجرت هم کاملا مشخص است؛ باز هم شما به طور کامل تبعه کشور دیگری هستید. حالا! شما مثلا دو میلیون نفر خارج نشین چرا فکر می کنید با هر تعداد نفراتی که هستید باید برای ما از خارج شاه بیاورید؟ ما کِی گفتیم که شاه می خواهیم!؟ یک پیشنهاد خیلی خوب برای طرفداران پهلوی که در تجمعات بودند! ما همان پهلوی را به عنوان شاه شما در خارج از کشور قبول داریم؛ بروید و از همدیگر خیر ببینید. راستش! اگر او عرضه، یا کارایی و خیر و یا قدرتی در اروپا و آمریکا برای شما دارد اصلا بخیل نیستیم؛ چرخش برای شما بچرخد؛ چون او که هیچ! حتی پدر و پدربزرگش نیز همان زمانی که در ایران بودند نتوانستند چرخی از نیاز ایران را بچرخانند ؛ شاید حالا که او ۴۷ سال بیشتر است که با سرمایه به یغما رفته مردم ایران در آمریکا خوش گذرانده بتواند با تجربه های سنگینی که از مدیریت خانواده و همسر دارد برای شما شاه خوبی باشد. ما شما را دوست داریم؛ مانع مطالبه شما هم برای شاه شدن او‌ نمی شویم و اعتراف می کنیم که او شاه شماست نه شاه ما. آرزو می کنیم که با شاهتان محشور شوید و کیفش را ببرید. ما شاه را ۴۷ سال پیش نخواستیم و هنوز هم نمی خواهیم. شاید بگویید داخل ایران هم او طرفدارانی دارد! ضمن آنکه چگونگی جذب این طرفدارها قابل بحث است؛ اما اصل وجود آنها را منکر نمی شویم! با این توضیح که طرفداران او در داخل کشور با شما که خارج نشین هستید فرق بسیار فاحشی دارند و این فرق و تفاوت بسیار مهم و تاثیر گذار است. تفاوت و یا تشابه این طرفدارهای او در داخل کشور با شما در این است که آنها هم دقیقا مثل شما که تابع قوانین کشورهای دیگر هستید باید تابع قوانین داخل کشور باشند و باید نه تنها از حاکمیت تبعیت کنند؛ بلکه به ارزشها و قوانین و دیدگاه کلی مردم نیز احترام بگذارند. ارزش ها و قوانین داخل ایران برای همگان عیان است؛ اما اگر شما بر سر دیدگاه کلی مردم هم سخنی دارید؛ بیاید عاقل باشید و همانگونه که به تجمع خود در مونیخ و سایر کشورها بها دادید و قوانین تجمعی ان کشورها را قبول کردید! به تجمع مردم ایران در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن نیز احترام بگذارید. آنهایی که در این دو روز (۲۲دی و ۲۲ بهمن)به خیابانها آمدند؛ مردم داخل ایران بودند که مشخص کردند دقیقا تابع چه اصول و مقرارت و قوانین و حاکمیتی هستند. مشخص کردند که ما ایران را تا پای جان دوست داریم و اهل فرار یا مهاجرت به هر دلیلی نیستیم. ایران برای ما جان است و شاهزاده بماند برای شما که جان شماست. شما از جانتان مراقبت کنید؛ ما هم از جانمان. شما همگی یکبار مثل رضا شاه و محمد رضا شاه که از ایران رفتند یا در رفتند؛ از ایران رفتید. قبول کنید و بدون خشونت و فحاشی و هتاکی بپذیرید که اگر ۲۵۰ هزار نفر که هیچ! بلکه اگر جمعیت کل آلمان یا کاندا و لس آنجلس هم در تجمعات حضور داشتند باز هم این مردم داخل ایران هستند که تعین می کنند کُت تن چه کسی باید باشد! خلاصه! عِرض خود مبرید و زحمت ما مدارید! ضمن آنکه باز با همان سادگی اگر ما قبول کنیم که همین امروز جمهوری اسلامی از حاکمیت کنار کشید و شاهزاده شما برای شما شاه شد به هزار دلیل که یکی از آنها انتخاب سرزمین دیگر برای زندگی شما هست؛ می دانیم و مطمئن هستیم که از جمع شما پنج درصد هم به ایران باز نخواهند گشت؛ اما اینکه چرا به این روز افتادید موضوعی هست که ما می دانیم ولی بهتر است خودتان یکبار دیگر خودتان را مرور کنید. @Emtedadjo لینک یادداشت در خبرگزاری فارس: https://farsnews.ir/Emtedadjo/1771172231476757330
استقرار سامانه های دفاعی آمریکا از منظر رسانه عزیزالله محمدی(امتدادجو) بیاید از منظر متفاوت و دیگر گونه به جز آنچه که در بیشتر رسانه‌ها به آن پرداخته می شود به حجم انتقال تجهیزات آمریکا به منطقه نگاه کنیم! اما قبل از آن، یک سوال اساسی می تواند اذهان را کاملا به منطق وجود یا عدم وجود قدرت در طرفین، بخصوص نوع و ماهیت و اندازه قدرت ایران برساند. سوال این است که آیا ایران توانست در جنگ ۱۲ روزه قدرت موشکی و توان تهاجمی خود را به رخ (رژیم صهیونیستی، آمریکا، کشورهای مرتجع عرب و حتی بعضی کشورهای منطقه قفقاز و بالکان و ناتو)بکشد یا نه!؟ دستگاه رسانه‌ای جبهه سلطه و بخصوص جریان صهیونیسم جهانی و شبکه‌های معاند فارسی زبان با هر نوع تکنیک و تاکتیک رسانه ای به شدت تلاش دارند تا هر آنچه از سوی ایران در جنگ ۱۲ روزه رخ داده را تقلیل داده و نهایتا آن را با موضوعیت بخشیدن به شهادت فرماندهان ایرانی، به عنوان پیروزی برای رژیم صهیونیستی مطرح کنند تا بدینوسیله ضمن ایجاد ترس و یاس در داخل ایران، تفکر وجود قدرت در نزد ایران، برای مخاطبین و مردم جهان شکل نگیرد. حال! برگردیم به موضوع جابجایی تسلیحات و تجهیزات گسترده آمریکا در منطقه که علاوه بر ناوها و هواپیماهای که به آبهای منطقه و پایگاههای هوایی وارد کرده، تقریبا در تمام کشورهای منطقه غرب آسیا و پایگاههای خود و حتی در گستره سرزمینی کشورهای عربی به شدت سامانه‌های دفاعی فوق پیشرفته را مستقر و رینگ دفاعی چند لایه برای رژیم صهیونیستی ایجاده کرده است. با این توصیف اگر ایران ضعیف بود و در جنگ ۱۲ روزه شکست خورده! -که با این روایت مضحک و ساختگی، رسانه‌های سلطه و حتی بعضی سیاسیون نادان، ایران را به سخره می گیرند- پس چه نیاز به ایجاد این حجم از لایه‌ها و رینگ‌های دفاعی در مقابل توان تهاجمی ایران است!؟ بنابراین اگر چه آمریکا، گارد تهاجمی به خودش گرفته و زبان به تهدید ایران دارد؛ اما می‌توان گفت این گارد تهاجمی می‌تواند پوششی باشد برای تقویت چندین لایه رینگ پدافندی اسرائیل که در رسانه‌ها به آن کمتر پداخته می شود و عموما در آنها فقط موضوع تهاجم آمریکا مطرح است. لذا با در نظر گرفتن این حجم از گسترش و استقرار سامانه‌های پدافندی فوق پیشرفته آمریکایی در منطقه، این واقعیت را هم -در کنار حفظ آمادگی برای مقابله با تهاجم- باید در نظر گرفت که اساسا آمریکا اگر گارد تهاجمی نمی گرفت و تنها به تقویت استحکامات و سامانه های دفاعی در منطقه می پرداخت اذهان عمومی در منطقه و جهان در خصوص قدرت ایران چه فکری می کردند و ایضا در خصوص توان دفاع نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل و ناتو و...!؟ بطور مسلم بدون ایجاد پوشش تهاجمی از سوی آمریکا، اقدام صرفا تقویت پدافندی و دفاعی، هیمنه و رویای آمریکایی را در جهان بر باد می داد. کانال ایتا: @Emtedadjo لینک مطلب در خبرگزاری فارس: https://farsnews.ir/Emtedadjo/1771269418558090266
می دانم که می دانی! شعر از همینجا آغاز می شود؛ اما! می دانی که می خواهم تو را درد از همینجا آغاز می شود عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
282.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجله «صف» منتشر شد. به گزارش روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران، شماره۵۲۷ مجله اختصاصی ارتش، تحت عنوان «صف» منتشر شد. علاقمندان مطلب«نظریه ها و پیامدهای فرهنگی جنگ ۱۲ روزه»(بخش پنجم) به قلم: عزیز الله محمدی(امتدادجو) را می توانند در این شماره مطالعه فرمایند. @Emtedadjo
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت های نظری اغتشاشات 🤚👇زنگ مجازی -جنگ ترکیبی(ستون ثابت) «چرخه تولید آشوب از عمایات روانی تا فریب«بقا» » ✍به قلم: عزیزالله محمدی(امتدادجو) روزنامه کیهان، شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ صفحه تصویر روز(۸) لینک مطلب: https://kayhan.ir/fa/news/328647 ✅عرصه ای برای جنگ روایی ✅شکل دهی فهم جهانی ✅آشوب های خشونت بار ✅کنشگری خشونت بار ✅مکانیسم عاطفی و چرخه خشم ✅تبعیض سیستماتیک ✅تغیر سیاسی مطلوب ✅فروپاشی اعتماد ✅محاسبات عقلانی ✅زودپز تحت فشار کانال(ایتا) @Emtedadjo
امتداد جو. بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم.
روایت های نظری اغتشاشات 🤚👇زنگ مجازی -جنگ ترکیبی(ستون ثابت) «چرخه تولید آشوب از عمایات روانی تا فری
با توجه به تغیرات گسترده ایجاد شده در متن به صلاح دید سردبیر محترم صفحه، که توسط شخص ایشان صورت گرفته اصل مطلب تقدیم می شود👇👇👇👇
می دانم جرم است؛ اما! نبش «درد» می کنم بیل به بیل از هابیل و قابیل تا همین خاطره های که با تو دارم. دندان به هم می سایم مشت گره می کنم اشک می ریزم می خندم نقض! گلویم را مثل بغض می فشارد و خیره به پنجره، به آسمان، به عبور یک پرنده می مانم اما قطع نمی شود این صدای لعنتی تیک، تاک! تیک! تاک! تیک! تاک!... باید دوباره ایمانم را بسنجم نبش قبر را! گر چه گناه است؛ اما! چرا من هر شب، سنگی را که روی زخمم گذاشتم بر می دارم!؟ و هربار فریادی در من می پیچد. عزیزالله محمدی(امتدادجو) @Emtedadjo
خوش گفت: «فزت و رب الکعبه» @Emtedadjo
روایتهای دیدار با او(بخش اول) عزیزالله محمدی(امتدادجو) سالها گذشت از اولین دیداری که با او داشتم. همیشه تصاویر تلویزیونی را که می دیدم چند نفری بین جمعیت بود که چشمانشان اشک آلود بود و همیشه من با خودم می گفتم: مگر می شود با دیدن یک نفر چشمان آدم اشک آلود شود. اصلا چه معنایی دارد!؟ گذشت و به فاصله کوتاهی دیدم که یک کارت ملاقات در دست دارم و قرار هست که من هم به دیدارش بروم. باورش برایم سخت بود! مگر می شود؟ من! ملاقات! و شد! من در صفی منظم با لباسی اتو کشیده و نظمی آهنین در کنار من‌های دیگری که همه آبی پوشیده بودیم در حسینیه امام خمینی(ره) وقتی که او وارد شد دستانمان به سرعت رعد و برق، کشیده و استوار، رفت به سمت شقیقه راست. ایستادیم تا او بگوید:«آزاد» راستش بعد از آن لحظه دیگر آزاد نبودم! در بند نگاهی بودم که از درونم انگار می خواست فریاد بزند و ولع عجیبی داشتم تا به اندازه پلک زدنی دیدنش را از دست ندهم. حرارتی از ارادت از وجودم می جوشید که نهایتی از ادب و احترام را در من به وجود آورده بود و نمی شد میان کلامش کلمه ای حرف زد؛ اما! چرا!؟ می شد گونه ای دیگر حرف زد. می شد اشک ریخت. اشک شوق از دیدنش. اشک ذوق از تماشایش و اشک ارادت که آقا! دوستت دارم. یادم نیست دقیقا چه سالی بود؛ شاید اواسط دهه هشتاد، اما! بعد از آن دیدار هنوز هم که هنوز است طعم کیک و شیر کاکائوی داغ آن روز را که قبل از ورود به حسینیه خوردم را جستجو می کنم. کلامش گویی سخن نبود و به طنین آواز موزون و پر جاذبه می ماند که هر واژه در پس هم، رشته‌ای بودند که بر گردن می افکند. او را دوست داشتم و دوست خودم می دیدم؛ دوستی صمیمی که گرچه هیچگاه تا به آن لحظه جز به قاب تلویزیون ندیده بودم؛ اما صمیمت کلامش و نگاه پر مهرش بر دلم نشست و شدم شیفته اویی که هر گاه سخن می راند می شد یک معماریی هوشمند،نوین، مدرن، مستحکم را در میان بند به بند جمله هایش یافت که این معماری را با تکیه بر سنتهای الهی و تاریخی زینت و جلوه می داد تا آنچنان بر دل نشیند که گویی سخن نبی یا که معصوم است. بارها امتحان کردم که حتی اگر «واو»ی از کلامش را می شد تغیر داد گویی آجری از بنایی خالی می شود که مابقی بنا روی آن استوار هستند. او حکیم بود به معنای واقعی و من به دنبال شرح حکمت بودم تا به آنچه کمال نامیده می شود دست یابم. شدم مریدش و هر کجا نامش بود قند شیرین وجود در دلم آب می شد که او هست و من همیشه او را دارم. دیدار اول بهانه ای شد تا بعد از آن هر سال آن دیدار را به بهانه های مختلف تجدید کنم. او هر روز بر حکمت و عزت و قدرتش افزوده می شد و من نیز بر ارادتم. او محاسنش سفید می شد و من دلم خوش به روشنایی وجودش. او روی تک صندلی مقابل همه ترسیم اندیشه می کرد و من خویش را تطبیق می دادم. و هر سال این دیدار تکرار می شد. کم کم بهانه هایم برای دیدنش زیاد شد. یکبار به بهانه لباس آبی بودن، یکبار به بهانه شاعر بودن، یکبار به بهانه دفاع مقدس و یکبار هم به واسطه ارادت به خانم فاطمه زهرا(س) و ... من حالا سالی تقریبا سه الی چهار بار او را به هر بهانه ای که بود بطور واقعی می دیدم و حالا بزرگ شده بودم. خیلی بزرگتر از دیدار اول. به همان اندازه که بفهمم او یعنی همه ما.او یعنی ایران. او یعنی غیرت. او یعنی شجاعت. او یعنی سیاست(گر چه خودش یکبار وقتی در حضورش بودم گفت: من دیپلمات نیستم!) او یعنی، می شود با وجودش آسوده بود. می شود تکیه بر نامش کرد و می شود اقتدار و صلابت را نه تنها از بودنش بلکه از اندیشه و کلامش آموخت... واینک!...(ادامه دارد) @Emtedadjo پی نوشت: تصویر در ادامه👇👇👇