𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
بچه ها مثل اینکه نیما پنچشنبه ویدیو میخواد بزاره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨✨✨✨✨😍😍😍😍😍😍
جدییییییییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پشمامممممممممممممممممممممممممممممم
مرسی که گفتیییییییییییییییییی
عشقیییییییییییییییییی
الان واقعا جدی هستی ؟
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
بچه ها مثل اینکه نیما پنچشنبه ویدیو میخواد بزاره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨✨✨✨✨😍😍😍😍😍😍
بهترین خبر هفتهههههههههههههههههه
عرررر 😭😭😭😭🫠👌
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
همین الان از تیک تاک گرفتم تروخدا بخشش کن تینا اکس نیما بوده عکسم داخل گوگل هست
یعنی چیییییییییییییییییی ؟
استغفراللههه
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
همین الان از تیک تاک گرفتم تروخدا بخشش کن تینا اکس نیما بوده عکسم داخل گوگل هست
اههههههههههههههه . مننننننننننن اعصابم واقعا خراب شدددددد
چرا خبببببببببببببببببببببببب .
دختر بشین خونه به زندگیه مزخرفت فکر کن . یعنی چی ، چیکارت به پسر مردمه زنیکهههههههههههههههه ...
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
جدییییییییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پشمامممممممممممممممممممممممممممممم مرسی که گفتیییییییییییییییی
اره مثل اینکه تو تیک تاک خوندم
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
بهترین خبر هفتهههههههههههههههههه عرررر 😭😭😭😭🫠👌
عرررررر گیلیییییی😭😭✨✨✨
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
اههههههههههههههه . مننننننننننن اعصابم واقعا خراب شدددددد چرا خبببببببببببببببببببببببب . دختر بشی
واقعا دوست دارم برم تینا رو جرزررزرررررر بدمممم
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
حامی: میدونم باهام قهری میدونم من دیشب اشتباه کردم تند رفتم قلبت رو شکوندم ولی خب تو هم درک کن که تو
#اشک_های_بی_پایان
#فصل_۱
#پارت_۲۷
#حامی
داشتم رانندگی میکردم که چشمم خورد به نفس خواب بود عین یه بچه دوساله خوابیده بود چقدر نازی آخه تو دختر واقعا خوش حالم که دارمت
دیگه تقریبا رسیده بودیم شمال از قبل همچیرو آماده کردم بودم وسایل هم تو صندوق گذاشته بودم ماشین رو پارک کردم خودم پیاده شدم رفتم سمت صندلی شاگرد در رو باز کردم زانو زدم رو زمین دستم برم سمت صورت نازش موهای که ریخته بودن تو صورت اش رو گذاشتم پشت گوشش دلم نمیومد بیدارش کنم بعد هم میشد اون سوپرایز رو بهش نشون بدم ولی الان مهم این بود که نفس آذیت نشه پس با یه دستم زیر زانوش ث با یه دست دیگه ام کمرش رو گرفتم و گذاشتم تو بغلم مثل بچه کوچولو ها خودشو تو بغلم جمع کرد در ویلا رو با پا باز کردم از پلا ها یکی دو تا رفتم بالا در اتاق رو باز کردم نفس رو گذاشتم رو تخت ملافه هم کشیدم روش یه تکون ریزی خورد و بعد آروم شد یه بوسه آرومی رو موهاش کاشتم از اتاق اومدم بیرون در هم بستم
#نفس
نمیدونم چند ساعت بود خواب بودم اصلا الان کجام اینجا چیکار میکنم روز یا شب با گیجی از رو تخت بلند شدم در اتاق رو باز کردم از پله ها رفتم پایین که دیدم حامی رو کاناپه نشسته داره با گوشیش ور میره تا چشمش به من خورد اومد نزدیکم با دستاش صورتم رو قاب کرد
حامی : بیدار شدی نور خانم ؟
+یه اهومی تو گلوم گفتم حوصله حرف زدن نداشتم اصلا اینجا کجاست من این جا چیکار میکنم
نفس : میگم اینجا کجاست
حامی : شمال
نفس: اها
چییییییییییییییییییییی(جیغ)
حامی : چرا جیغ میزنی؟
نفس : من قرار بوده برم پیش یگانه الان اون فکر میکنه من رو دزدیدن میره به مامان بابام میگه من چیکاررررررر الاانننننن کنممممممم
حامی : نگران نباش خودم به کیوان گفتم نفس پیش من اونم الان میره به یگانه میگه
نفس : بعد کیوان نگفت نفس پیش تو چیکار میکنه ؟
حامی : چرا اتفاقا گفت خب منم بهش گفتم تو رابطه ایم
نفس: میخوای اصلا برو به کل شهر بگو تعارف نکن ها برو به همه بگو بفهمن ما تو رابطه ایم
+ حرفم که تموم شد حامی یه قدم اومد جلوتر دیگه هیچ فاطله ای بینمون نبود جوری که نفس های گرمش به صورتم میخورد و مور مور ام میکرد دستاش رو پشت کمرم حلقه کرد و من و چسبوند به خودش
حامی : به من باشه میرم به کل دنیا میگم این دختر مال من هم کس من هیچکس هم اجازه نداره تورو از من بگیره میخوام همه بفهمن تو صحاب داری صحابت هم منم
+ با این جمله که گفت کیلو کیلو قند تو دلم آب شد آخه بگو میمیری پسر اینجوری حرف نزنی نه میخواد من رو خر کنه من میدونم ولی خب منم خوشم میاد اینجوری حرف میزنه منم دوست دارم که فقط برای خودش باشم نه کسی دیگه ای سرم و چسبوندم به سینه اش و دستام رو دور گردنش حلقه کردم نمیشد همیشه همینجوری باشه فقط من و خودش تو بغل هم هیچکس دیگه هم مزاححمون نشه
نفس : دوست دارم
+ سرک رو که بلند کردم با چشم های برق زده اش روبه رو شدم یعنی انقدر با همین یه جمله ی من ذوق کردم مگه میشه آخه
حامی : میشه یه بار دیگه بگی
نفس : چیو؟
حامی : همین که گفتی دوستم داری
نفس : دوست دارم
خوب شد؟
حامی : خیلی خوب شد (خنده )
نفس : دیونه ای بخدا (خنده )
حامی : دیونه تو
نفس : میشه بس کنی
حامی : چیو ؟
نفس : این زبون ریزی آقای صالحی
حامی : من برای تو زبون نریزم برای کی بریزم قلبکم
خب آماده ای بریم بیرون ؟
نفس : من لباس خوشگلم هام نیوردممممممم که :]
حامی : میریم میخریم نور خانمم
نفس : باشه بریم
+رفتیم نشستیم تو ماشین یه چند دقیقه بعد رسیدیم ساحل از ماشین پیدا شدم عین بچه ها دویدم سمت دریا خیلی وقت بود نیومده بودم شمال دلم برای دریا تنگ شده بود
# حامی
نفس تا دریا رو دید سریع از ماشین پیاده شدم و دیوید شما دریا عین به بچه دوساله ذوق کرده بود هی دور خدش میچرخید و میخندید آخه من قربون خنده هات نرم
داشتم واسیلی رو از توی صندوق در میوردم که با پاهای خیس دویید آمد سمتم
نفس : کمک لازم نداری ؟
حامی : نه قروبنت برم تو برو خوش بگذرون
نفس : باشه کمک خواستی بهم بگو
حامی : چشم برو
+ و دوباره دویید روفت تو آب منم وسایل رو در آوردم و صندوق رو بستم روس شن ها یه زیر اندازه پهن کردم و وسایل رو گذاشتم روش و منم رفتم کنار نفس اول یکم از شلوارم رو زدم بالا و بعد رفتم تو آب
حامی : بهت خوش میگذره جوجه ؟
نفس : خیلییییییی( داد)
حامی : خوبه همین رومیخواستم
+ ته حواسش نبود دستم روبرم زیر آب و یه عالمه آب ریختم روش که خیس خیس شد
نفس : چیکار کردییییی توووووو
حامی : این تلافی تولدت که با آب حموم دادی
+ این رو گفتم یهو دیدم یکی افتاد روم رفتم زیر آب داشتم خفه میشدم د آخه دیونه این چه کاریه نفس هم تو بغلم بود اونم داشت خفه میشد بزور خودمرو از بغلش جدا کردم و اومدم بالا
حامی : آخه... دیونه .. این چه کاریه داشتم خفه میشدم (نفسنفس )
نفس : خودت . خواستی (نفس نفس )