Erinyes
در کل یه شخصیت نفرت انگیز و رو اعصاب از کارکترهای این تایپ میگرفتم و عصبیم میکردن از نظرم همشون روان
من دقیقاً تو سه سال این سه تایپ بودم😂
۱۸ سالگی ۲
۱۷سالگی۱
۱۶سالگی۳
راستی بهتون گفتم من وقتی حرف میزنم سر درد میگیرم
تو دنیایی واقعی با سه چهار نفر بیشتر حرف نمیزنم ( منظورم صحبت زیاده) به همشونم گفتم وقتی دیدین دارم خیلی حرف میزنم بهم تذکر بدید از صدای خودم سردرد میگیرم 😂😂
امشب دلمان را شکاندن آنان که از غم ما هیچ ندانستند امام حسین جواب دل شکسته ارو میده دیگه؟
این وضعیت فقط با دستای من تغییر میکنه ...
Erinyes
امشب دلمان را شکاندن آنان که از غم ما هیچ ندانستند امام حسین جواب دل شکسته ارو میده دیگه؟ این وضعیت
خدایا به بعضیا عقل بده
یارو همسن منه ولی شعور؟ نچ
هدایت شده از ملجأ
تقدیم به ایشون
شخصیت:
فوقالعاده بااعتمادبهنفس و مستقل.
خیلی کم عصبانی میشه، ولی وقتی بشه، همه متوجه میشن.
از آدمهای ریاکار خوشش نمیاد.
ظاهرش سرد و دستنیافتنیه، اما برای آدمهای مورد اعتمادش بهشدت محافظتکنندهست.
اهل انتقام کورکورانه نیست؛ بیشتر از اون آدمیه که صبر میکنه و زمان مناسب رو انتخاب میکنه.
عادتها:
موقع فکر کردن با زنجیرها، انگشترها یا گردنبندش بازی میکنه.
همیشه یک کتاب نیمهخوانده کنار تختش داره.
شبها بیدار میمونه و روزها خوابآلود به نظر میرسه.
وقتی کسی اعصابش رو خرد میکنه، بهجای دعوا فقط یه لبخند خیلی آروم میزنه؛ و این ترسناکتره.
چند نکته جالب:
عاشق گربههای سیاهه.
اسم همه گیاهها و گلهای سمی رو بلده.
حافظه خیلی قوی داره و حرفهای آدمها رو سالها یادش میمونه.
از بارون لذت میبره و عمداً بدون چتر بیرون میره.
برعکس ظاهر ترسناکش، بچهها و حیوانات خیلی راحت بهش نزدیک میشن.