پشتِ بیحوصلگیِ خیلیهامون،
یه زمانی کلی حوصله بوده...
پشتِ بیتفاوتیهامون،
کلی توجه و اَهمیت بوده...
پشتِ سکوتِمون، کلی حرف...
و پشتِ بَدبینیهامون، کلی اِعتماد...
آدمها به الانِمون نگاه میکننو
بهِمون کلی بَرچسب میزنن...
درحالی که نمیدونن چی بهِمون گذشته...
آدم یه وقتهایی از اول این نیست؛ این میشه...💔
تو خانواده ما رسمه که مراسم عقد جشن میگیرن و خیلی تفاوتی با عروسی نداره جشنشون اوایل فکر میکردم خودمم بخوام همچین کاری کنم درگیر این چشمو هم چشمی هاشون بشم ولی جدیدن به ذهنم اومد روزی روزگاری اگر شد برا عقد کلا همه چیش برم حرم امام رضا 😅😅
Erinyes
تو خانواده ما رسمه که مراسم عقد جشن میگیرن و خیلی تفاوتی با عروسی نداره جشنشون اوایل فکر میکردم خودم
میرن رواق شیخ طوسی فکرکنم یه همچین جای
مامانم امروز میگفتن اگه یکم سرتو بالا بگیری اخم نکنی با ملت بد رفتاری نکنی یه سلامم بدی خیلی بهتر از اینکه برنامه ریزی عقد بدون عروس کنی 🙂😂😂
خلاصه که کنسله
میگه چی
میگه : اما پسر شدم که تو را آرزو کنم ، هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم ، پیوست آرزو کنم بلکه آرزو از سر ناتمامی خود جان به سر شود