میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی!...
یارم ز برم رفت ولی خوب نکرد
آن صبری که من کردم؛ ایوب نکرد
و آن گریه که من کردم از دستِ فراغ
در گم شدنِ یوسف؛ یعقوب نکرد ):
یه صدایی داره در گوشم میگه
بزار بشکنه بغضت...🙂