eitaa logo
"التیامِ زخمهام"
85 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
103 ویدیو
3 فایل
﷽ - التیـام‌. . مکانی برای تخلیه حرف‌ها و تراوشاتِ دل ؛ متغیّری از حال‌ و احوالِ نامعلوم . . . یه گوشه خلوت برای"درمانِ دردها"؛ . فضایی برایِ حرف هایِ خط خورده ، با چاشنیِ روزمرگی. - وقف حضرت مادر؛ . [لینکِ ناشناس اولین سنجاقِ کانال] .[آیدی← @haileyy]
مشاهده در ایتا
دانلود
عاجزم .. از چی بگم .. حس میکنم کلمات از وصفِ این حس و حال عاجز میشه. اینجا لحظه لحظه بهشت و تجربه میکنم . دیگه گرما معنایی نداره .. من عاشق ِاحترام عراقیا شدم (: من عاشق ِ اعتقادات راسخشون شدم . عاشق پذیراییا شدم . عاشق گرماهای اینجا(: ، عاشق اذانی ك بالاخره روی عراق تنظیم شد . من برای بیان کردن این حس و حال شیرینی ك بهم هجوم آوردن ناقصم ، عاجزم ، ناتوانم بخدا(((: امام حسین تو کی هستی ك همه اینجا برات جون میدن((((((:؟ مطمئنم وقتی پامو بزارم تو خاک ِایران، حتی دلم برای ماء بارد ها هم تنگ میشه . برای راهت، کوچه پس کوچه های عراق، ون ها، و ..حرمت(((: یک جایی میرسه ك فقط میبینی روحت داره از جونت جدا میشه اما نمیتونی توصیفش کنی... من دلم و قلبم و بین راه ِعشاق جا میگذارم...
تا به الان هرچی گفتم دوستت دارم دروغ بوده .. حالا که دارم فکر میکنم من بدون ِشما نمیتونم زندگی کنم(((: بهشت ؟ مگه خاکِ کربلا نیست ؟!
از الان دارم برای خدافظی گریه میکنم
امشب برای بار ۱۲۳۴۵۵۶۷۷ بارُم برق رفت((: ..
"التیامِ زخمهام"
یه دلقکِ جامونده ((((((:
"التیامِ زخمهام"
حس میکنم نمیتونم همه شو نگاه کنم، برای ِ یه بار اولی ۴ روز موندن ظلمه ..
کاش منم مثل ِشما تاابد تو خاک نجف زندگی میکردم.
به هرکی غیر از تو حساب کردم ، سوءتفاهم بوده . - حسینِ بی‌کسای عالم / ۱۲۸ -
التیام ِزخمام ؟! ۸ روز دور از تهران و غصه هاش ، در سامرا و سردابِ مولا ، کاظمین خانه دوم ، نجف خانه پدری ، مسجد کوفه و دیدن ِ محراب جانان ، مزار ِشهید ذوالفقاری/وادی السلام ، مشایه و سفرِ پیاده روی ِ شیرینی ك میتوانست جان را به مُرده تزریق کند ، مائ بارد ، شمردن ِعمود ها یکی پس از دیگری ..و بعد از سختی های شیرین ِبسیار؛ رسیدن به کربلا حرم ِسیدالشهدا((((: ، زانوی ِ غم بغل گرفتن در بین الحرمین و همزمان شنیدن صدای ِزنده ستوده ، دردِدل کردن با ائمه ، خواندنِ شیرین ترین زیارت عاشورا و امین الله ِعمر ، بغل کردن ِضریحِ عمو عباس ، بوسیدن ِضریح امام حسین((: ، پذیرایی سکان ِعراقی ، رفقایِ همسفر و .. به یاد ِهمگی، و به نیابت از رهبرم، عزیزجون، اجداد و مادرم .✨ -اربعین ِ۱۴۴۸ .
زخم ؟! دیگر زخمی وجود ندارد و تا اطلاع ثانوی روزگار با تمام قوا و زورش نمیتواند هیچ زخم ِ دیگری بر روح و قلبم وارد کند و زمانه نمیتواند ذره ای ناراحتم کند . زخمها گاهی درمان هم میشوند، چگونه؟! با دیدن حریمش (((: