#adverb #unit9 #level1
still [stɪl] adv.
Still is used when you say that a situation keeps going on.
→ They are still waiting in line to get tickets.
هنوز
کلمه still زمانی استفاده میشود که بگویید یک وضعیت ادامه دارد.
→ آنها هنوز در صف منتظر دریافت بلیط هستند.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#noun #unit9 #level1
taste [teɪst] n.
A taste is the flavor something makes in your mouth.
→ The taste of the fruit was sweet.
طعم
یک taste طعمی است که چیزی در دهان شما ایجاد میکند.
→ طعم میوه شیرین بود.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#verb #unit9 #level1
throw [θrəʊ] v.
To throw something is to use your hand to make it go through the air.
→ The pitcher can throw the baseball very fast.
پرتاب کردن
کلمه throw چیزی به معنی استفاده از دست خود برای حرکت دادن آن در هوا است.
→ پرتاب کننده توپ میتواند توپ بیسبال را بسیار سریع پرتاب کند.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#noun #unit9 #level1
wave [weɪv] n.
A wave is a line of water that moves higher than the rest of the water.
→ The water was filled with large blue waves.
موج
یک wave خطی از آب است که بالاتر از بقیه آب حرکت میکند.
→ آب پر از امواج بزرگ آبی بود.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
داستان کوتاه
short story #unit9 #level1
The Starfish
Last summer I took a trip to an island. I had a lot of fun. I sat and watched the waves and listened to the ocean. I learned to identify birds. I discovered pretty things and enjoyed the taste of new foods. It was a very nice time.
One evening I took a pleasant walk by the ocean. When the waves came in, many starfish* fell on the beach. Some starfish went back into the water, and they were safe. But other starfish were still on the sand. They would die if they did not get into the water. There were many starfish on the beach that night.
ستارهی دریایی
تابستان گذشته من به یک جزیره سفر کردم. به من خیلی خوش گذشت. من نشستم و به امواج نگاه کردم و به صدای اقیانوس گوش دادم. من یاد گرفتم پرندگان را شناسایی کنم. من چیزهای زیبایی کشف کردم و از طعم غذاهای جدید لذت بردم. این یک زمان بسیار خوشایندی بود.
یک شب من یک پیادهروی دلپذیر در کنار اقیانوس داشتم. وقتی امواج میآمدند، بسیاری از ستارههای دریایی روی ساحل می افتادند. بعضی از ستارههای دریایی به آب باز می گشتند و در امان بودند. اما ستارههای دریایی دیگر هنوز روی شن بودند. اگر آنها به آب نمی رفتند، میمردند. آن شب تعداد زیادی ستارهی دریایی روی ساحل بود.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#verb #unit9 #level2
admire [ədˈmaɪə:r] v.
To admire someone is to like them for what they do.
→ I admire my brother for his hard work.
تحسین کردن
کلمه admire كسي به معني دوست داشتن او به خاطر كارهايش است.
→ من برادرم را به خاطر تلاش سختي كه ميكند (زحماتش) تحسين ميكنم.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#verb #unit9 #level2
aid [eɪd] v.
To aid someone is to help them when they need something.
→ The doctor aided the boy after his accident.
کمک کردن ، مساعدت کردن ، حمایت کردن
کلمه aid به كسي به معني كمك به او در زماني كه به چيزي نياز دارد، است.
→ پزشك به پسر پس از تصادف اش كمك كرد.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#verb #unit9 #level2
attempt [əˈtempt] v.
To attempt something is to try to do that thing.
→ I am attempting to learn English.
کوشش کردن، تقلا کردن، تلاش كردن
کلمه attempt برای چیزی به معني سعي در انجام آن چيز است.
→ من در حال تلاش براي يادگيري زبان انگليسي هستم.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#noun #unit9 #level2
authority [əˈθɒːrətɪ] n.
Authority is the power that someone has because of their position.
→ The policeman has authority on the streets.
قدرت،اختيار، نفوذ، تسلط، توانایی، اقتدار
کلمه authority قدرتي است كه كسي به خاطر موقعيتش دارد.
→ پليس در خيابانها اختيار دارد.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#noun #unit9 #level2
capital [ˈkæpɪtl] n.
A capital is an important city where a country’s leaders live and work.
→ We will visit the capital to learn about our government.
پایتخت
معانی دیگر (حرف بزرگ ، سرمایه ، سرستون)
یک capital شهري مهم است كه رهبران يك كشور در آن زندگي و كار ميكنند.
→ ما به پایتخت سفر خواهیم کرد تا با دولت خود آشنا شویم.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#verb #unit9 #level2
cooperate [koʊˈɒpəreɪt] v.
To cooperate is to work together to do something.
→ The students cooperated to clean up the classroom.
همکاری کردن
کلمه cooperate به معني كار كردن با هم براي انجام كاري است.
→ دانشآموزان براي تميز كردن كلاس با هم همكاري كردند.
⛔️کپی و نشر به هر شکل حرام⛔️
🌸 @Essential_English_Words 🌸