eitaa logo
استبصار | Estebsar.ir
573 دنبال‌کننده
514 عکس
274 ویدیو
83 فایل
بنیاد بین المللی 🌐استِبصٰار🌐 Islamic Revert Website (IRW) 🆔 لینک کانال: @Estebsar_ir 🆔 ارتباط با ادمین: @Estebsar110 صاحب امتیاز فصلنامه رهیافتگان 🔻#کپی_مطالب_با_ذکر_منبع🔺 با نشر مطالب در ثواب نشر معارف اهل بیت علیهم السلام سهیم شویم
مشاهده در ایتا
دانلود
آیدا یاشرویج از هرزگوین در یک خانواده مسلمان سنی متولد شدم حضور در کارهای فرهنگی و تئاتر به طور اتفاقی مرا به مراسمی که به مناسبت برزگداشت حضرت زهرا(س) برگزار شد سوق داد و تحت تاثیر این شخصیت بزرگوار قرار گرفتم و بعد از آن حجاب را در زندگیم انتخاب کردم. ▫️انتخاب حجاب تمام افراد خانواده‌ام به تبعیت از من حجاب را انتخاب کردند در حالی که هیچ فشار و اصراری از سوی من برای مجاب کردن آنها انجام نشد. ▫️ بعد از مدتی با یک جوان شیعه مذهب بوسنی آشنا شدم و بعد از ازدواج با او من نیز مذهب شیعه را انتخاب و پذیرفتم. به همراه من سه خواهر و یک برادرم نیز شیعه شدند بر من اثبات شد که ائمه همان هدایت‌گران به حق انسانها در طول تاریخ هستند. اینجا بخوانید ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ببین میتوانی بمانی بمانی عزیزم تو خیلی جوانی بمان 🎙محمود کریمی ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
(لنه میته سن)، مسلمان شیعۀ اهل 📌از اسلام اهل بیت در حضرت زهرا تا از دست دادن خانواده و اذیت وآزار مردم اما میگوید: 👈 به خاطر خدا می‌ارزد.❗️💯 🗣شوهرم با دوستانش یک حسینیه درست کرده بودند، آن زمان من مسیحی بودم، ولی ما به سنت اسلام با هم عقد کرده بودیم. چون من کلاً به همۀ ادیان از جمله دین اسلام احترام می‌گذاشتم ولی نمی‌خواستم مسلمان باشم. خلاصه یک روز در (س)🌷 بود که همسرم به من اصرار کرد من در این برنامه شرکت کنم. 🔅من هم آمدم، در جلسه من یک حالت خاصی داشتم، انگار روحم پرواز کرد و متوجه نشدم چه شده است و چرا اینجوری شده است. وقتی به خانه آمدم به همسرم توضیح دادم که برای من چه شده است، او برای من حالم را توضیح داد، منم همان لحظه بدون اینکه فکر دیگری بکنم، تصمیم گرفتم مسلمان باشم. شب بود و من از صبح با حجاب و نماز شروع کردم. 📍موقع که مسلمان شدم، خانوادۀ خودم با من قهر کرد و تا الان هم قهر هستند ولی من همیشه به یاد آنان هستم و برای‌شان دعا می‌کنم. 👈حجابی که دارم به شکلی مواظب من هست❗️ بانوی دانمارکی که با روضه حضرت زهرا(س) مسلمان شد. در سایت بخوانیم ✅ کانال استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
( کجایی بارون، بباری حالا..) 🎙مداح: حاج مهدی رسولی ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
💢اینفوگرافیک ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها... 📌نهی از منکر در سیره حضرت زهرا سلام الله علیها ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
برای تو می نویسم ما عهد بسته‌ایم بمیریم در غمش مُردن برای روضهٔ مادر بنای ماست‌ . مادرانه ها را همه برای زهرا گفته اند برای ام عالمیان برای زهرا همان یاس کبود آغوش علی. گفتن از او خط به خط روضه است، و حالا روضه را با چه شروع کنم؟ کوچه؟سیلی ؟درد یا پهلو؟ روضه روضه ی کلمات است برای فاطمه واژه ها مرثیه می خوانند. شاید ادب تکرار واژه نپسندد اما این سطر ها همه تکرار واژه ی مادر است. داستان کوچه را که میشنوی بیش از فاطمه نگران حال حسن می شوی؛ کوچه بعد از مادر شرم گلویش را گرفته که ای کاش دست و پا داشتم اجازه به سیلی نمی دادم کاش دستی بر دل بی قرار حسن می کشیدم. هر چه از تار و پود محبت خانم بگویم کم است چرا که مهر بالا تر از مهر زهرا نیافتم. تمام طول زندگی ایشان را با قلم ملکوتی نگاشتند؛ عشق بابایمان علی را می گویم. همیشه بعد از نبود مادر، تنهایی پدر به یاد می آید چه دردناک می گویند روایات که بعد از خانوم آقایمان علی سر بر چاهی نهادند و گریستند و از نبودن یار با چاه گفتند؛ راستش را بخواهید با در، خانه ی امید آقا جانمان هم سوخت. کاش آن روز کمی دیوار ها شرم می کردند؛ کاش به قدر کوتاهی آتش رحم داشت؛ باران بی پروا می بارید شاید قرار آتش میشد! شاید پهلویی نمی شکست، حرمی بی فاطمه نمیشد. ای بانوی خورشید، ای نشان بی نشان ها؛ قلبمان را حرمت کرده ایم بر روح های خسته ی ما 🤲دعایی کن مادر می دانم بدون آنکه حتی قدمی به سمت شما بردارم با همان پهلوی شکسته با همان کبودی های تن تمام مادرانه هایت را به پایم میریزی اما من همان بشر گمراهی هستم که دلم برایتان پر می کشد . حرف مدینه که می شود چشمانم بهانه ی بودنتان را می گیرد صحبت از حرم که می شود قبر بی نشانتان را صدا میزنم و حرف مادر که می شود دلم برای زینب آتش می گیرد بی دلیل نیست که دختر را سیده العقائل نامیدند چرا که زهرا مادر اوست؛ بی دلیل نیست اسوه ی صبر بودن زینب، مادرش فاطمه است و حالا حضرت عشق، ای دریای موج های آرام به ما صبر زینب وار برای زندگی در این دنیا بده و نگه دار علی وار زیستنمان باش. . 📅شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
سلام👋😊 عزاداریهاتون قبول تا کنون 📚کتابهای متعددی که از انتشارات خود موسسه یا متناسب با موضوع مستبصرین ،تازه مسلمانان و یا رهیافتگان می باشد را درکانال معرفی کرده ایم همچنین فایل پی دی اف کتابها و مجله رهیافتگان که از تولیدات خود موسسه میباشد را در کانال قرار داده ایم ❗️ نمی دانم تاکنون به عاقبت به خیری فکر کرده اید ؟ به سرنوشت و عاقبتی که در انتظار تک تک ماست❕ سر انجام ما چه خواهد شد ؟ ♨️ اینبار📚 کتابی را معرفی خواهیم کرد و نسخه صوتی آن به مرور در اختیار شما قرار خواهیم داد از خانواده ای با سرگذشتهای متفاوت با عاقبتی متفاوت ❗️ ⏳منتظر پست بعدی ما باشید❗️ 🤲الهی تَوَفَّنی مُسلِماً وَ اَلحِقنی بِالصّالِحینَ 📌امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) سرانجام نیک و فرجام خوش را این گونه از خداوند طلب می کند: «نَسأَلُ اللّهَ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَ مُعایَشَةَ السُّعَداءِ وَ مُرافَقَةَ الاَنبِیاءِ .» از خدا درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنیم❗️ برای عاقبت به خیری هم دعا کنیم یاعلی ✋
📚کتاب سالهای عطا روایت داستانی از سرگذشت عطاءلله قادری،یک نجات یافته از بهائیت نوشته فیاض قادری مهرآباد مستبصر بهائی و خانواده وی 💻اینجا بخوانید ❗️ ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
📚کتاب سال های عطا «عطا قادری» باوجودِ سختی‌‏های فراوان، سال‌‏ها در شهرهای مختلف به بهائیت خدمت کرد و تا سال‌ها پس از انقلاب همچنان بهائی بود و خدمات گسترده‌‏ای برای پیش‌‌بردِ اهداف تشکیلات ارائه کرد. ▫️«عطا قادری» در روستای مهرآباد (عجب‌‌شیر) از توابع شهرستان مراغه، چندکیلومتری جنوب شرقی دریاچه‌‌ی ارومیه به دنیا آمد. اواخر حکومت رضاشاه، یعنی حدود سال ۱۳۲۰ و در اوج مشکلات اقتصادی آن روزهای تهران، سازمان تشکیلاتی تصمیم گرفت با تبلیغات گسترده، از کمبودهای مردم نردبانی برای ترقی‌اش دست‌وپا کند و با نفوذ در اقشار مختلف جامعه، فضا را برای تغییر هویت اسلامی مردم و جذب نیرو آمده کند. بخش بین‌‌المللی این سازمان طرحی تبلیغاتی به تصویب رساند که براساس آن مُبلّغ‌های آموزش‌دیده که به زبان و گویش محلّ مأموریتشان تسلط داشتند، فعالیت خود را آغاز کردند. آنها به شهرها و روستاهای مختلف مهاجرت می‌‌کردند و محلّی‌ها را با روش‌های گوناگون به سمت خود می‌کشیدند. «ازآنجاکه روستای ما، مهرآباد، نسبت به دیگر آبادی‌ها، در نقطه‌ی دورتری قرار داشت، از هجوم مُبلّغ‌ها در امان مانده بود و همگی مسلمان و اهل رعایت احکام دینی بودند. مراسم تعزیه‌ی محرّم، سال‌های متمادی در روستای ما اجرا می‌شد.» ▫️قربانعلی و لیلا، پدر و مادر عطا، در همین روستا به دنیا آمدند و ازدواج کردند و تا وقتی سه فرزندشان، یعنی زهرا، فاطمه و محمّدعلی را داشتند، مسلمان و عالم به احکام بودند. مادرش از عاشقان اهل بیت (علیهم‌‌السلام) بود. در زمان سوگواری امام حسین هرطور شده بود خودش را به مجالس روضه می‌رساند. حتی وقتی باردار بود، شب‌های قدر دست یک فرزندش در یک دستش، یک بچه هم در بغل و یکی هم در شکمش، زودتر از همه، حتّی جلوتر از اسب روضه‌‌خوان، به راه می‌افتاد تا به روستایی برسد که در آن مراسم احیا برگزار می‌شود. مادر نماز و روزه‌اش ترک نمی‌شد، 👈🏻 اما شاید هیچ‌‌وقت کسی برایش دعا نکرده بود که خدا عاقبت به‌خیرت کند.‼️ ▫️سازمان تشکیلاتی که از آن یاد شد، «بهائیت» بود. این سازمان همه‌ی دستورها را از اسرائیل به مناطق زیرنظرشان می‌فرستاد. دست‌پرورده‌هایش با رفت‌وآمد مستقیم به آنجا شگردهای تبلیغاتی را یاد می‌گرفتند و به مأموریت می‌رفتند. حدود سال ۱۳۲۰، قبل از تولد عطا و نفوذ بهائیت به روستای آنها، یکی از مُبلّغ‌های نامدار بهائی به نام «سوبحی» که بعدها مسلمان شد، یکی از روستاهای نزدیک مهرآباد را محل تبلیغ خود قرار داد. در این روستا تعدادی از نوادگان حاکم ارومیه هم زندگی می‌کردند که در پیشنه‌ی خانوادگی‌شان تمایل به بابیّت دیده می‌شد. آنها بعد از مدت‌ها تبلیغ موفق شدند که چند خانواده از آنجا را بهائی کنند. در مهرآباد نقدعلی، تعزیه‌خوان روستا، گاهی برای تهیه‌ی قند و چای و دیگر ملزومات مسجد به همان روستای مجاور می‌رفت. ازقضا بقالی که نقدعلی از آن خرید می‌کرد، با تبلیغات آقای سوبحی بهائی شده بود و موظف به پیروی از آموزه‌های بهائی بود. بقال تازه‌بهائی‌‌شده که می‌دانست نقدعلی اهل نماز و قرآن است، به قصد تبلیغ سرِ صحبت را با او باز کرد و گفت برداشت‌های شما از فلان آیه اشتباه بوده است و اصل مطلب چیز دیگری است. آن شب نقدعلی با سردرگمی و گیجی به خانه بازگشت؛ طوری که مادرش از او پرسید که تا این موقع شب کجا بودی. نقدعلی ماجرای مرد بهائی را تعریف کرد و از تفسیرها و حدیث‌های جدید برای مادرش گفت. ❌یکی از اشتباه‌های مردم روستا در مقابله با بهائیت این بود که باوجود روحانیونی با سطح علمی بالا، طلبه‌ی جوانی را برای مباحثه با نقدعلی اغفال‌شده از سوی بهائت وارد میدان کردند. این فرقه، با هدف رسوخ در لایه‌‏های درونی جامعه‌ی ایران، مبلّغانی به دورافتاده‌‏ترین نقاط کشور گسیل می‌کرد؛ تا از هر طریق بر شمار بهائیان بیفزاید. بهائیت که در زمان پهلوی اوضاع را مساعد دیده بود، به شکلی برنامه‌‎‏ریزی‌‏شده اعضا را پای‌بند کرده و با مشغول‌کردن آنان به فعالیت‌‏های ریز و درشت، سیطره بر جان و مال اعضا، تعیین تکلیف‏ در مسائل شخصی از قبیل ازدواج، درس، شغل، محل زندگی و …، آزادی فردی را به‌طور کامل نقض می‌کرد؛ تا همه‌ی بهائیان طُفیلی تشکیلات باقی بمانند. ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📻 کتاب صوتی داستان عطا 🎙قسمت اول ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔘دیشب خانه یکی از طلاب کلمبیایی بودم. پدر تازه مسلمانش ۴۰ سال پیش برای یادگیری معارف اسلامی به مسجد التوحید بوئنوس آیرس آمد. در عالم کودکی برایم سوال بود که این مرد اینجا چکار میکند و چرا دنبال کار و زندگی نیست؟ حالا نوه همان مرد در کودکی حافظ قرآن و مسلط به فارسی و عربی است.❗️ 📽گزارش از سهیل اسعد ✅ کانال بنیاد بین المللی استبصار @estebsar_ir Estebsar.ir 💯