eitaa logo
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖|رویای ابدی
39 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
1 فایل
اینجا کتابخونه‌ی یک هیولاست. لینک قفسه‌ها مون: https://eitaa.com/Eternal_Dream صندوق پستی (حرفی سخنی اگر بود اینجا توان‌مندید) : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_s9mxpbc&btn=میون.قفسه‌های.کتابخونه‌ای.کوچولو
مشاهده در ایتا
دانلود
هر زمانی که اشتباه کردی،برگرد! _ [ امام‌علی‌(ع) ]
هر فردی که با شما مهربان است، عاشق شما نیست؛ برخی از مادران، فرزندانشان را درست تربیت کرده اند... _ [ مایکل‌جردن ]
گویی حس سبز درختان بود و چشم‌هایش...، تا ابدیت ادامه داشت... _ [ فروغ‌فرخزاد ]
من یک‌بار آسیب دیدم؛ خیلی بد... هرچند ظاهرم بهتر شد، از درون هیچ‌وقت خوب نشدم! _ « دیالوگ »
در این مسیر زخمی شدم، زخم‌های بزرگ و کوچک! در این تونل تاریک و نمور دست از ادامه دادن بر‌نداشتم؛ زخم‌هایم بیشتر و بیشتر شدند... سینه‌خیز‌کنان حرکت کردم، نورم را دیدم. چند قدم کوچک نمانده بود...اما دیگر تحمل ادامه دادن در من تمام گشته بود! همان‌جا کناری را با دیدگانم جستم و تکیه کردم... خسته شده بودم؛ همین! یک همین و هزاران حرف و سخن پشتش... یک نگاه به نور و هزاران خواسته و خسته بودن پشتش... یک پارادوکس کامل! نور خاموش شد؛ چشمانم را بستم...پس تمام شد. مضحک است اما نور، درون من به رقص در آمده بود! مرا وادار کرد که با ریتم خودش شروع به رقص مخصوص خودش کنم؛ رقصی که او را غلیظ تر کرد...! _ اُمبرا
{ الهم عجل لولیک الفرج }
هر دقیقه، هر ثانیه، هر لحظه درحال تکامل باش! _ « پاورقی »
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖|رویای ابدی
تمام چیز‌های خوب، وحشی و رها هستند. _ [ کتابخانه نیمه‌شب ] _ [ هنری دیوید تورئو ]
حقیقتی تشویق کننده‌تر از این سراغ ندارم، که انسان با تلاش آگاهانه و منظم، میتواند زندگی خود را متعادل سازد! _ [ هنری دیوید تورئو ]
{ ¹ الهم عجل لولیک الفرج }
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک تاریخ رند برای امسال؛ 5/5/5 تمام سعیتونو بکنید که لبخند بزنید و لبخند بر لبان دیگری به وجود بیارید... کسی چه میدونه،شاید یه روز خاصیه!
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نسیمی ملایم و خنک، بوی یاسمن های وحشی را به زیر بینی‌ام به حرکت در می‌آورد و با تار های برافراشته و انبوه گیسوانم بازی می‌کند و مرا قلقلک می‌دهد. پلک‌هایم را بر روی هم می‌نشانم؛صدای طبل و موسیقی و شادی افراد قبیله‌ام گوش‌هایم را نوازش و بر لبانم لبخند را جاری می‌کند؛ نبردی سخت و سهمگینی را گذرانده بودند و به یمن پیروزی این جشن و پایکوبی لایق‌شان هست! نبردی با بیگانگان سرزمین‌های دور برای مقابله‌کردن از دزدیدن خانه‌مان؛جنگل سبز! پناهگاه‌مان، سر پناهی بزرگ و امن؛ با همسایگانی متفاوت از ظاهر اما عزیز و مهربان؛ طبیعتا نباید به دست هیچ بیگانه ای بی‌افتد، این عهدی است که با ساکنان و این طبیعت بسته‌ایم! به تخته‌سنگ تکیه میزنم و سرم را به آسمان سوق می‌دهم تا نظاره‌گر رقص ستارگان و ابر های این طبیعت باشم؛ رقصی زیبا و شور انگیز... این آرامش است!. _ « موسیقی »